براندازی نرم یا انقلاب رنگی یکی از عرصه های دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه ایست آنچه که امروزه به عنوان انقلاب رنگی شناخته می شود بعد از سال ۲۰۰۰ میلادی و بخصوص پس از سقوط دولت هایی همچون اوکراین ، گرجستان و بلاروس و … در آسیای مرکزی هویت یافت برای وقوع انقلاب های رنگین در کشور های ذکر شده رسانه ها و سفارتخانه های آمریکا نقش اصلی در براندازی ایفا کردند شاید بد نباشد که بدانیم انقلاب های رنگی با انقلاب های به شیوه کلاسیک و یا حتی کودتا ها تفاوت هایی دارد
انقلاب های کلاسیک با حضور توده های مردم و به صورت از پائین به بالا انجام می شود حال اینکه در انقلاب های رنگین حضور مردم کم رنگ است و در عوض نقش گروه های اپوزیسیون و مخالف حکومت بعلاوه رسانه ها و عوامل بیرونی از برای تامین بودجه ، امکانات و … پر رنگ تر می شود پس این گونه انقلاب ها بیشتر اپوزیسیون محور هستند تا مردم محور ، انقلاب های رنگین شیوه ای برای حضور امریکا در کشور های مورد نظرش و تامین منافع آن است که با استفاده از رسانه ها ی شبهه افکن مثلا به افشای
نقض حقوق بشر پرداخته از اصلاح طلبان و مخالفان حکومت حمایت می کند و به تحریم های بین المللی دست می زند آنهم توسط بنیاد های غیر دولتی متنفذ مانند بنیاد موقوفه دموکراسی ، شورای روابط خارجی آمریکا ، بنیاد انیشتین و به خصوص بنیاد جوج سوروس میلیاردر یهودی همان کسی که با بیرون کشیدن سرمایه های خود از جنوب شرق آسیا در سال ۱۹۹۰ باعث بحران اقتصادی بزرگی در آن کشور ها گردید .
انقلاب های رنگی با استفاده از الگوی اروپای شرقی سعی می کند از ابزارهای غیر نظامی همچون ماهواره ، تلویزیون ، شبکه های اجتماعی اینترنتی ، حمایت از اصلاح طلبان و یا گروه های متمایل به سیاست غرب با گذاشتن چوب لای چرخ حکومت ها ، ایجاد نافرمانی های مدنی ، زیر سوال بردن نتایج انتخابات ، مطرح کردن بحث هایی مانند نیاز به وجود و حضور نظارت های بین الملی و ایجاد موج های عمومی و تظاهرات به متامع خود دست یابد . الگویی که سعی بر آن بود تا در ایران هم از آن بهره گیری و استفاده شود که خوشبختانه موفق نشد
-
۲۸-۰۹-۸۸
سلام
مثل اینکه عکس ما رو سوزوندی.:D
جونه من اون عکسو بده !حداقل ایمیل کن!
(من همونییم که قبل از انتخابات عینه شرک شده بودم.
خدانگه دار
-
۲۹-۰۹-۸۸
علی جان به جان خودم عکسو ندارم الان کلی هم گشتم اگر پیدا می کردم برات میل می کردم تا حالا