<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: دو پرسش ؟!</title>
	<atom:link href="http://www.mahdi-lotfi.com/index.php/1388/10/17/757/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.mahdi-lotfi.com/index.php/1388/10/17/757</link>
	<description>مهدی لطفی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 02 Sep 2010 04:56:21 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.3</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: مهدی</title>
		<link>http://www.mahdi-lotfi.com/index.php/1388/10/17/757/comment-page-1#comment-245</link>
		<dc:creator>مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mahdi-lotfi.com/?p=757#comment-245</guid>
		<description>حداکثر استدلال کسانی که استدلالی جز ماله خودشون رو درک نمیکنن ، همینه ! مرگ بر....مرگ بر ....
جالبه که خیلی ها تو این دسته ادعا دارن که باید از شعارهای مرگ بر .... خودداری کرد و اصلا از مرگ نگفت ، اون وقت خودشون صف اول مرگ بر .... هستند ! 
فکر میکنید کسی که حداکثر فکرش خلاصه شده تو دو جمله بالا ، مثلا بتونه حکومت رو هم عوض کنه ، چه حکومتی رو میخواد برای کشورش به ارمغان بیاره ؟؟؟!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حداکثر استدلال کسانی که استدلالی جز ماله خودشون رو درک نمیکنن ، همینه ! مرگ بر&#8230;.مرگ بر &#8230;.<br />
جالبه که خیلی ها تو این دسته ادعا دارن که باید از شعارهای مرگ بر &#8230;. خودداری کرد و اصلا از مرگ نگفت ، اون وقت خودشون صف اول مرگ بر &#8230;. هستند !<br />
فکر میکنید کسی که حداکثر فکرش خلاصه شده تو دو جمله بالا ، مثلا بتونه حکومت رو هم عوض کنه ، چه حکومتی رو میخواد برای کشورش به ارمغان بیاره ؟؟؟!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آبرو رفته</title>
		<link>http://www.mahdi-lotfi.com/index.php/1388/10/17/757/comment-page-1#comment-242</link>
		<dc:creator>آبرو رفته</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mahdi-lotfi.com/?p=757#comment-242</guid>
		<description>جمع کنید بابا. مرگ بر دیکتاتور</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جمع کنید بابا. مرگ بر دیکتاتور</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهدی لطفی</title>
		<link>http://www.mahdi-lotfi.com/index.php/1388/10/17/757/comment-page-1#comment-231</link>
		<dc:creator>مهدی لطفی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mahdi-lotfi.com/?p=757#comment-231</guid>
		<description>این مصاحبه رو من هم ضبط شدشو دیدم گفتگوی سروش با عنایت فانی در تلویزیون ( کاسه داغ تر از آش ) بی بی سی بعد از انتخابات اخیر بود! اما به گمانم نقل به مضمون کرده وبگرد تا نقل عین قول ، به هر حال یکی نبود از خود این جناب سروش بپرسه خود شما که از اول پیروزی انقلاب اسلامی ایران به نوعی واضح از چهر ه های دانشگاهی و نظریه پرداز سرشناس بودید چرا در همان ایام و در حیات امام (ره) نظر خودتون رو شفاف بیان نفرمودید و تازه الان اونم اونور آب یادتون افتاده که &quot;  رابطه دین و سیاست ارتباط حقیقی باشه نه حقوقی. که من تو مطالب قبلیم گفته بودم که بهتر رهبر دینی و سیاسی جدا از هم باشن &quot; ؟!
و از طرفی من به شخصه ورود دین به عرصه های مختلف زندگی رو مانع اختیار انسان یا محدود کننده اون نمی دونم زیراکه ما در دنیا مسلمان شناسنامه ای زیاد داریم ولی به نسبت مسلمان عامل به احکام دین کم ...
از طرفی انسان در وجه اولش یا دین داره و یا بی دین در وجه ثانوی همین انسان دین دار یا بی دین لباس سیاست به تن می کنه ولی روج و اندیشه خودش رو از تفکراتش که می تونی دینی یا غیر دینی باشه نمی تونه جدا کنه ، پس صرف برداشتن یا نگه داشتن نام &quot; دین &quot; بر سیاست تغییری حاصل نمی شه و این بحث در این مورد به نظرم کمی به خطاست تا نظر دیگر عزیزان چه باشد ؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این مصاحبه رو من هم ضبط شدشو دیدم گفتگوی سروش با عنایت فانی در تلویزیون ( کاسه داغ تر از آش ) بی بی سی بعد از انتخابات اخیر بود! اما به گمانم نقل به مضمون کرده وبگرد تا نقل عین قول ، به هر حال یکی نبود از خود این جناب سروش بپرسه خود شما که از اول پیروزی انقلاب اسلامی ایران به نوعی واضح از چهر ه های دانشگاهی و نظریه پرداز سرشناس بودید چرا در همان ایام و در حیات امام (ره) نظر خودتون رو شفاف بیان نفرمودید و تازه الان اونم اونور آب یادتون افتاده که &#8221;  رابطه دین و سیاست ارتباط حقیقی باشه نه حقوقی. که من تو مطالب قبلیم گفته بودم که بهتر رهبر دینی و سیاسی جدا از هم باشن &#8221; ؟!<br />
و از طرفی من به شخصه ورود دین به عرصه های مختلف زندگی رو مانع اختیار انسان یا محدود کننده اون نمی دونم زیراکه ما در دنیا مسلمان شناسنامه ای زیاد داریم ولی به نسبت مسلمان عامل به احکام دین کم &#8230;<br />
از طرفی انسان در وجه اولش یا دین داره و یا بی دین در وجه ثانوی همین انسان دین دار یا بی دین لباس سیاست به تن می کنه ولی روج و اندیشه خودش رو از تفکراتش که می تونی دینی یا غیر دینی باشه نمی تونه جدا کنه ، پس صرف برداشتن یا نگه داشتن نام &#8221; دین &#8221; بر سیاست تغییری حاصل نمی شه و این بحث در این مورد به نظرم کمی به خطاست تا نظر دیگر عزیزان چه باشد ؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: وبگرد</title>
		<link>http://www.mahdi-lotfi.com/index.php/1388/10/17/757/comment-page-1#comment-229</link>
		<dc:creator>وبگرد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mahdi-lotfi.com/?p=757#comment-229</guid>
		<description>در مورد آرمانشهر دکتر سروش در یکی از مصاحبه هاشون حرف جالبی در مورد رابطه سیاست و دین زدن که فکر می کنم اگر پایه تشکیل آرمانشهر باشه بسیار مطلوب ست.
متن رو در زیر براتون می ذارم
================================
دکتر سروش در باره دخالت دین در سیاست می گوید:&quot; اینکه دین متعلق به عرصه خصوصی است، یک تعبیر غلط انداز و مغالطه انگیزاست. دینی که در جامعه نهادینه می گردد دیگر نمی تواند یک امر خصوصی باشد بلکه صد درصد یک امر اجتماعی است. جهان جدید نشان داده که ما ارتباط حقیقی دین و سیاست را باید به رسمیت بشناسیم اما ارتباط حقوقی را خوبست قطع کنیم یعنی قایل به پلورالیسم دینی باشیم وبه همه شهروندان فرصت های سیاسی برابر بدهیم &quot;. او در این گفت و گو همچنین با تاکید بر ضرورت تقویت جنبه اخلاقی دین در برابرجنبه فقهی آن گفت: &quot;من به یک دین اخلاقی قائلم ومعتقدم که مهمترین کالایی که از مغازه دین می توان خرید، کالای اخلاق است&quot;
====================
دوتا جمله اساسی گفتن
1 - رابطه دین و سیاست ارتباط حقیقی باشه نه حقوقی. که من تو مطالب قبلیم گفته بودم که بهتر رهبر دینی و سیاسی جدا از هم باشن.
2 - دین اخلاق گرا در برابر دین فقهی.
دینی که چهاچوب رفتار انسانی رو مشخص می کنه و یک برنامه برای رسیدن به سعادت است نه اینکه در تک تک جنبه های زندگی ورود مستقیم می کنه و اختیار انسان ها رو محدود می کنه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در مورد آرمانشهر دکتر سروش در یکی از مصاحبه هاشون حرف جالبی در مورد رابطه سیاست و دین زدن که فکر می کنم اگر پایه تشکیل آرمانشهر باشه بسیار مطلوب ست.<br />
متن رو در زیر براتون می ذارم<br />
================================<br />
دکتر سروش در باره دخالت دین در سیاست می گوید:&#8221; اینکه دین متعلق به عرصه خصوصی است، یک تعبیر غلط انداز و مغالطه انگیزاست. دینی که در جامعه نهادینه می گردد دیگر نمی تواند یک امر خصوصی باشد بلکه صد درصد یک امر اجتماعی است. جهان جدید نشان داده که ما ارتباط حقیقی دین و سیاست را باید به رسمیت بشناسیم اما ارتباط حقوقی را خوبست قطع کنیم یعنی قایل به پلورالیسم دینی باشیم وبه همه شهروندان فرصت های سیاسی برابر بدهیم &#8220;. او در این گفت و گو همچنین با تاکید بر ضرورت تقویت جنبه اخلاقی دین در برابرجنبه فقهی آن گفت: &#8220;من به یک دین اخلاقی قائلم ومعتقدم که مهمترین کالایی که از مغازه دین می توان خرید، کالای اخلاق است&#8221;<br />
====================<br />
دوتا جمله اساسی گفتن<br />
۱ &#8211; رابطه دین و سیاست ارتباط حقیقی باشه نه حقوقی. که من تو مطالب قبلیم گفته بودم که بهتر رهبر دینی و سیاسی جدا از هم باشن.<br />
۲ &#8211; دین اخلاق گرا در برابر دین فقهی.<br />
دینی که چهاچوب رفتار انسانی رو مشخص می کنه و یک برنامه برای رسیدن به سعادت است نه اینکه در تک تک جنبه های زندگی ورود مستقیم می کنه و اختیار انسان ها رو محدود می کنه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهدی</title>
		<link>http://www.mahdi-lotfi.com/index.php/1388/10/17/757/comment-page-1#comment-224</link>
		<dc:creator>مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mahdi-lotfi.com/?p=757#comment-224</guid>
		<description>سلام رفیق کافه مهیار عزیز ، ممنون از تعاریفت ، با عرض معذرت ، شما هیچ دلیل محکمی برای تایید ادعاهات ذکر نکردی ، ضمن اینکه تعاریف مبهمی رو بدون توضیح دادن مطرح کردی و رد شدی .
 - اتفاقاً بر عکس به نظر من آرمان شهر فقط در دموکراسی می‌تونه محقق بشه : چرا ؟ چرا فقط در دمکراسی ؟ مگه از سیصد سال پیش تا حالا که ایالات متحده و بعد کشورهای دیگه با حکومت دمکراسی اداره میشوند ، در هیچ یک از این کشورها ، حتی چیزی نزدیک به ارمان شهر دیده شده ؟ اگر اره ، کجا ؟ اگر نه ، چرا ؟ چقدر دیگه زمان لازمه ؟ اونها با این همه تئوریسین و نظریه پرداز و منابع علمی و مالی و ... اگر هنوز نتوانسته اند به ارمان شهر برسن ، کی میرسن ؟  
 - اگر هدف از جامعه مدنی تحقق عدالت باشد(دقت کنید نوشتم اگر) به نظر من این یک دستاورد جانبی است : خب دستاورد اصلی جامعه مدنی چی باید باشه ؟ 
 - جامعه مدنی جامعه‌ای است که در آن آزادی برای دراز مدت در بیشینه ترین مقدار ممکن وجود داشته باشد : این تعریف فاجعه ای است در نوع خود ( از خودتونه ؟) ، ازادی مد نظر شما چقدر است ؟ تا کجا ؟ مطلق ؟ محدود ؟ دراز مدت یعنی چقدر ؟ بیشینه ترین مقدار یعنی چقدر ؟ چه کسی تعیین میکنه این مقدار چقدره ؟ این مفاهیم خیلی دقیق باید مطرح شوند .
در خصوص مثال شیمیایی که زدید ، باید عرض کنم که خیر ، همه جامدات به سادگی بریده یا شکسته نمیشوند ، مدینه فاضله مانند الماسی است که عناصر ان در بالاترین دما و سخت ترین فشارها هم اتحاد و شکل خود را از دست نمیدهند . بله گازها ازادی بی حدی به عناصر خود میدهند ، برای همین است که هیچ یک از عناصر تحت کنترل نیستند ، نمیتوان شکل و حجم معینی برای جامعه گازها متصور بود ، جامعه ای است سست بنیاد و بی ریشه ، اعضایش هرجا بخواهند میروند و به هر شکلی بخواهند درمی ایند ، کنترل چنین جامعه ای تقریبا غیر ممکن است ، مگر انکه انرا در یک ظرف محدود ، زندانی کنیم ( یعنی ازادی را کم کنیم !!)
این دقیقا اشکال دمکراسی است ، ازادی از مقدار معینی که فراتر رفت ، دیگر قابل کنترل نیست 
امار وحشتناک تجاوز ، قتل ، دزدی ، کودکان نامشروع و.... در جوامع به اصطلاح ازاد و دمکرات ، تنها به این دلیل است که رهبران این جوامع نمیتوانند ازادی ها را کنترل کنند . سرعت مولکول هایشان انقدر زیاد شده که دیگر با کاهش دما هم نمیتوان کاری کرد ، با ظرف دربسته هم نه ، سیستم شکل اصلی خود را ازدست داده ، این فقط نتیجه بیشینه ازادی در مدت زمان طولانی است و لاغیر .
 جناب لطفی ، فکر میکنم افراد باید بدون تعارف و رودربایستی نظرات خود را مطرح کنند و دلیل و منطق بیاورند ( البته منظورم با شخص شما نیست ) نوشته اید من از الگوی اسلامی در سیاست پیروی میکنم ، شاید ، ( من تا به حال طرفدار امریکا بودم حالا شدم اسلامی !!! ) به هر حال کسانی هم که خواستار جدایی مطلق دین از سیاست هستند باید دلایل خود را ارائه کنند ، و در پایان همه دلایل ، بگویند که ایا خودشان مسلمان هستند یا نه ؟ بسیاری از کسانی که اکنون راجع به فواید جدایی دین از سیاست صدها صفحه دلیل و مدرک می اورند ، طی سالهای گذشته نه دو رکعت نماز خوانده اند ، نه هیچ اعتقادی به دیگر احکام اسلامی دارند ، از چنین اشخاصی چه انتظاری دارید ؟ بله هستند و زیاد هم هستند کسانی که نظرات ماکیاول و افلاطون و فروید و فوکویاما و .... را ، نه فقط در سیاست ، که در همه عرصه های زندگی به تعالیم الهی ترجیح میدهند . 
 اگر هم طرف حساب ما مسلمان باشد ، خیلی ساده جواب دهد که ایا زمان پیامبر ص دین از سیاست جدا بود ؟  
من از ابتدا معتقد بودم ( نیازی نبود مچ گیری کنید ! ) که مدینه فاضله محقق شدنی نیست مگر با حضور خلیفه الله بر روی زمین . همه تلاش ما این است که به شرایط مد نطر در مدینه فاضله نزدیک شویم ( از ابتدای تاریخ بشر تاکنون یک نمونه مدینه فاضله بدون حضور فرستاده خدا مثال بزنید همه حرف هایم را پس میگیرم )
بحث جمهوری که مشخصه و شما هم فرمودید ، در حال حاضر بهترین سیستمیه که در دسرس ماست ، نه بیشتر . 
مساله حاکم اسلامی این نیست که معصوم هست یا نه ( که قطعا نیست ) ، مساله اینه که ایا شرایط نشستن بر کرسی حاکمیت اسلامی رو داره ؟ جناب اقای لطفی اگر مرجع تقلید شما یک جا یک فتوای اشتباه داد و شما هم پیروی کردید و به اشتباه افتادید ( طبق تعالیم اسلامی ) نه شما مقصرید نه ان مرجع ، البته در صورتی که مرجع مد نظر همه تلاش خود را برای صدور فتوای مناسب انجام داده باشد ، بعد از همه این تلاش ها اگر اشتباه شد ، میگذارند به پای اشتباه انسانی و ناقص بودن عقل بشر . طبیعتا حاکم کشور اسلامی هم اشتباه میکند (  این جمله رو بنا به مصالحی خودم تنهایی خوندم  ) حرف این نیست که حاکم اسلامی باید بدون اشتباه باشد ، باید بسیار نزدیک به شرایطی باشد که در اسلام برای حاکم یک سرزمین اسلامی در نظر گرفته شده .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام رفیق کافه مهیار عزیز ، ممنون از تعاریفت ، با عرض معذرت ، شما هیچ دلیل محکمی برای تایید ادعاهات ذکر نکردی ، ضمن اینکه تعاریف مبهمی رو بدون توضیح دادن مطرح کردی و رد شدی .<br />
 &#8211; اتفاقاً بر عکس به نظر من آرمان شهر فقط در دموکراسی می‌تونه محقق بشه : چرا ؟ چرا فقط در دمکراسی ؟ مگه از سیصد سال پیش تا حالا که ایالات متحده و بعد کشورهای دیگه با حکومت دمکراسی اداره میشوند ، در هیچ یک از این کشورها ، حتی چیزی نزدیک به ارمان شهر دیده شده ؟ اگر اره ، کجا ؟ اگر نه ، چرا ؟ چقدر دیگه زمان لازمه ؟ اونها با این همه تئوریسین و نظریه پرداز و منابع علمی و مالی و &#8230; اگر هنوز نتوانسته اند به ارمان شهر برسن ، کی میرسن ؟<br />
 &#8211; اگر هدف از جامعه مدنی تحقق عدالت باشد(دقت کنید نوشتم اگر) به نظر من این یک دستاورد جانبی است : خب دستاورد اصلی جامعه مدنی چی باید باشه ؟<br />
 &#8211; جامعه مدنی جامعه‌ای است که در آن آزادی برای دراز مدت در بیشینه ترین مقدار ممکن وجود داشته باشد : این تعریف فاجعه ای است در نوع خود ( از خودتونه ؟) ، ازادی مد نظر شما چقدر است ؟ تا کجا ؟ مطلق ؟ محدود ؟ دراز مدت یعنی چقدر ؟ بیشینه ترین مقدار یعنی چقدر ؟ چه کسی تعیین میکنه این مقدار چقدره ؟ این مفاهیم خیلی دقیق باید مطرح شوند .<br />
در خصوص مثال شیمیایی که زدید ، باید عرض کنم که خیر ، همه جامدات به سادگی بریده یا شکسته نمیشوند ، مدینه فاضله مانند الماسی است که عناصر ان در بالاترین دما و سخت ترین فشارها هم اتحاد و شکل خود را از دست نمیدهند . بله گازها ازادی بی حدی به عناصر خود میدهند ، برای همین است که هیچ یک از عناصر تحت کنترل نیستند ، نمیتوان شکل و حجم معینی برای جامعه گازها متصور بود ، جامعه ای است سست بنیاد و بی ریشه ، اعضایش هرجا بخواهند میروند و به هر شکلی بخواهند درمی ایند ، کنترل چنین جامعه ای تقریبا غیر ممکن است ، مگر انکه انرا در یک ظرف محدود ، زندانی کنیم ( یعنی ازادی را کم کنیم !!)<br />
این دقیقا اشکال دمکراسی است ، ازادی از مقدار معینی که فراتر رفت ، دیگر قابل کنترل نیست<br />
امار وحشتناک تجاوز ، قتل ، دزدی ، کودکان نامشروع و&#8230;. در جوامع به اصطلاح ازاد و دمکرات ، تنها به این دلیل است که رهبران این جوامع نمیتوانند ازادی ها را کنترل کنند . سرعت مولکول هایشان انقدر زیاد شده که دیگر با کاهش دما هم نمیتوان کاری کرد ، با ظرف دربسته هم نه ، سیستم شکل اصلی خود را ازدست داده ، این فقط نتیجه بیشینه ازادی در مدت زمان طولانی است و لاغیر .<br />
 جناب لطفی ، فکر میکنم افراد باید بدون تعارف و رودربایستی نظرات خود را مطرح کنند و دلیل و منطق بیاورند ( البته منظورم با شخص شما نیست ) نوشته اید من از الگوی اسلامی در سیاست پیروی میکنم ، شاید ، ( من تا به حال طرفدار امریکا بودم حالا شدم اسلامی !!! ) به هر حال کسانی هم که خواستار جدایی مطلق دین از سیاست هستند باید دلایل خود را ارائه کنند ، و در پایان همه دلایل ، بگویند که ایا خودشان مسلمان هستند یا نه ؟ بسیاری از کسانی که اکنون راجع به فواید جدایی دین از سیاست صدها صفحه دلیل و مدرک می اورند ، طی سالهای گذشته نه دو رکعت نماز خوانده اند ، نه هیچ اعتقادی به دیگر احکام اسلامی دارند ، از چنین اشخاصی چه انتظاری دارید ؟ بله هستند و زیاد هم هستند کسانی که نظرات ماکیاول و افلاطون و فروید و فوکویاما و &#8230;. را ، نه فقط در سیاست ، که در همه عرصه های زندگی به تعالیم الهی ترجیح میدهند .<br />
 اگر هم طرف حساب ما مسلمان باشد ، خیلی ساده جواب دهد که ایا زمان پیامبر ص دین از سیاست جدا بود ؟<br />
من از ابتدا معتقد بودم ( نیازی نبود مچ گیری کنید ! ) که مدینه فاضله محقق شدنی نیست مگر با حضور خلیفه الله بر روی زمین . همه تلاش ما این است که به شرایط مد نطر در مدینه فاضله نزدیک شویم ( از ابتدای تاریخ بشر تاکنون یک نمونه مدینه فاضله بدون حضور فرستاده خدا مثال بزنید همه حرف هایم را پس میگیرم )<br />
بحث جمهوری که مشخصه و شما هم فرمودید ، در حال حاضر بهترین سیستمیه که در دسرس ماست ، نه بیشتر .<br />
مساله حاکم اسلامی این نیست که معصوم هست یا نه ( که قطعا نیست ) ، مساله اینه که ایا شرایط نشستن بر کرسی حاکمیت اسلامی رو داره ؟ جناب اقای لطفی اگر مرجع تقلید شما یک جا یک فتوای اشتباه داد و شما هم پیروی کردید و به اشتباه افتادید ( طبق تعالیم اسلامی ) نه شما مقصرید نه ان مرجع ، البته در صورتی که مرجع مد نظر همه تلاش خود را برای صدور فتوای مناسب انجام داده باشد ، بعد از همه این تلاش ها اگر اشتباه شد ، میگذارند به پای اشتباه انسانی و ناقص بودن عقل بشر . طبیعتا حاکم کشور اسلامی هم اشتباه میکند (  این جمله رو بنا به مصالحی خودم تنهایی خوندم  ) حرف این نیست که حاکم اسلامی باید بدون اشتباه باشد ، باید بسیار نزدیک به شرایطی باشد که در اسلام برای حاکم یک سرزمین اسلامی در نظر گرفته شده .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهدی لطفی</title>
		<link>http://www.mahdi-lotfi.com/index.php/1388/10/17/757/comment-page-1#comment-223</link>
		<dc:creator>مهدی لطفی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mahdi-lotfi.com/?p=757#comment-223</guid>
		<description>مهدی جان من در اظهار نظر قبلی خودم از منظر سیاسی بیشتر به جامعه نگاه کردم تا صرفا تاریخی اسلامی ، اما افلاطون که خودش به نوعی واضع نظریه دموکراسیه ، دموکراسی رو &quot; حکومت ابلهان &quot; می دونه و قائل به اون نیست تنها به این دلیل که تا اطلاع ثانوی اون رو بهترین شیوه حکومت کردن می دونه تجویزش می کنه .
درباره آن بخشی که به خلفای راشدین اشاره کردی و ریشه اختلافی شیعه و سنی &quot; انتخاب و یا انتصاب &quot; من هم با تو موافقم و در نوشته های  قبلیم هم بهش درجواب وبگرد اشاره کردم . در بخشی هم که اشاره به قدرت رئیس جمهور و رهبر کردی باید بگم که بله سیستم حکومتی کشور ما کمی که نه ، خیلی با کشورهای دیگه فرق می کنه در دنیا و کشور های غربی چه چه جمهوری فدرالی باشند چه جمهوری پارلمانی ، عموما رئیس جمهور در واقع رهبر و تصمیم گیرنده سرنوشت کشوره البته با مشورت پارلمان ولی به هر حال مثل کشور ما در حکم رهبره . اما درباب نگرش ت به مقوله سیاست و مملکت داری باید بگم که از الگوی اسلام سیاسی پیروی می کنی الگویی که در ایران طرفداران بسیار زیادی داره و در نقطه مقابلش هم هستند گروه ها و اندیشمندانی که اجرای مو به موی احکام اسلامی و سیره نبوی  علوی رو مانعی برای تامین مصالح جمعی کشور می دونند چون در عالم سیاست ، سیاسیون به دنبال تحقق و دستیابی به منافع ملی کشور شون هستند اونهم به هر قیمتی ( کمی ماکیاولیستی به قضیه نگاه می کنند) این قبیل افراد معتقدند که پیروی از احکام و اخلاق اسلامی به نوعی دست و پا گیره .
در مورد دیکتاتور صالح اندیش هم که گفتم این یک نظریه نوظهوره چون دنیا هم فعلا قائل به دموکراسیه و معتقده که حکومت های فردی به سمت (منارشی ) پیش خواهد رفت و به نوعی دیکتاتوری ، پس با توجه به علت هایی که خودتم برشمردی مثل &quot; اینکه ممکنه مردم شخصی رو به غلط انتخاب کنند و یا صلاح کار خودشونو تشخیص ندهند &quot; که این خودش مغایر با اصول دموکراسیه &quot; ! اعلام می کنند که بهتره که یک شخص (ولو دیکتاتور ) به عنوان حاکم باشه و لی مصلح باشه و برای مردم به صلاح اونها تصمیم بگیره .
اما اشاره کردی &quot; در مدینه فاضله ، عقل و خرد رهبر بر همه مردم ارجحیت و اولویت داره ، قطعا و حتما این رهبر باید منتخب خدا باشه ، و باید از همه مردم برتر باشه ... &quot; حالا سوال اینه تا تحقق مدینه فاضله ما این رهبر منتخب خدا رو از کجا بیاریم ؟ و اگر بناست تا ظهور منجی منتظر بنمونیم پس تو این مدت چی کار کنیم ؟ چون با استادلال تو مدینه فاضله محقق شدنی نیست تا ظهور منجی اونهم در نظام جمهوری پس بی خیال جمهوری شیم ؟ و اینکه حکومت دینی ای رو که از اهدافش تزدیک شدن به جامعه ای آرمانی ، پاک ، خدا و دین محور بوده ، چه کنیم ؟  از طرفی اگر جمهوری و جمهوری اسلامی خوب نیست پس تاکید امام (ره) برای رای دادن مردم به جمهوری اسلامی نه چیز دیگه برای چی بوده ؟ از طرفی دیگه اگر فرض رو بر این بزاریم که حاکم کشوری اسلامی در گوشه ای از دنیا با علم بر اینکه ( معصوم نیست و عصمت هم نداره ) تصمیم اشتباهی در اداره کشورش گرفت و یا به سمتی رفت که صلاح جامعه رو نتونست تامین کنه باید چه کار کرد ؟ 
 </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مهدی جان من در اظهار نظر قبلی خودم از منظر سیاسی بیشتر به جامعه نگاه کردم تا صرفا تاریخی اسلامی ، اما افلاطون که خودش به نوعی واضع نظریه دموکراسیه ، دموکراسی رو &#8221; حکومت ابلهان &#8221; می دونه و قائل به اون نیست تنها به این دلیل که تا اطلاع ثانوی اون رو بهترین شیوه حکومت کردن می دونه تجویزش می کنه .<br />
درباره آن بخشی که به خلفای راشدین اشاره کردی و ریشه اختلافی شیعه و سنی &#8221; انتخاب و یا انتصاب &#8221; من هم با تو موافقم و در نوشته های  قبلیم هم بهش درجواب وبگرد اشاره کردم . در بخشی هم که اشاره به قدرت رئیس جمهور و رهبر کردی باید بگم که بله سیستم حکومتی کشور ما کمی که نه ، خیلی با کشورهای دیگه فرق می کنه در دنیا و کشور های غربی چه چه جمهوری فدرالی باشند چه جمهوری پارلمانی ، عموما رئیس جمهور در واقع رهبر و تصمیم گیرنده سرنوشت کشوره البته با مشورت پارلمان ولی به هر حال مثل کشور ما در حکم رهبره . اما درباب نگرش ت به مقوله سیاست و مملکت داری باید بگم که از الگوی اسلام سیاسی پیروی می کنی الگویی که در ایران طرفداران بسیار زیادی داره و در نقطه مقابلش هم هستند گروه ها و اندیشمندانی که اجرای مو به موی احکام اسلامی و سیره نبوی  علوی رو مانعی برای تامین مصالح جمعی کشور می دونند چون در عالم سیاست ، سیاسیون به دنبال تحقق و دستیابی به منافع ملی کشور شون هستند اونهم به هر قیمتی ( کمی ماکیاولیستی به قضیه نگاه می کنند) این قبیل افراد معتقدند که پیروی از احکام و اخلاق اسلامی به نوعی دست و پا گیره .<br />
در مورد دیکتاتور صالح اندیش هم که گفتم این یک نظریه نوظهوره چون دنیا هم فعلا قائل به دموکراسیه و معتقده که حکومت های فردی به سمت (منارشی ) پیش خواهد رفت و به نوعی دیکتاتوری ، پس با توجه به علت هایی که خودتم برشمردی مثل &#8221; اینکه ممکنه مردم شخصی رو به غلط انتخاب کنند و یا صلاح کار خودشونو تشخیص ندهند &#8221; که این خودش مغایر با اصول دموکراسیه &#8221; ! اعلام می کنند که بهتره که یک شخص (ولو دیکتاتور ) به عنوان حاکم باشه و لی مصلح باشه و برای مردم به صلاح اونها تصمیم بگیره .<br />
اما اشاره کردی &#8221; در مدینه فاضله ، عقل و خرد رهبر بر همه مردم ارجحیت و اولویت داره ، قطعا و حتما این رهبر باید منتخب خدا باشه ، و باید از همه مردم برتر باشه &#8230; &#8221; حالا سوال اینه تا تحقق مدینه فاضله ما این رهبر منتخب خدا رو از کجا بیاریم ؟ و اگر بناست تا ظهور منجی منتظر بنمونیم پس تو این مدت چی کار کنیم ؟ چون با استادلال تو مدینه فاضله محقق شدنی نیست تا ظهور منجی اونهم در نظام جمهوری پس بی خیال جمهوری شیم ؟ و اینکه حکومت دینی ای رو که از اهدافش تزدیک شدن به جامعه ای آرمانی ، پاک ، خدا و دین محور بوده ، چه کنیم ؟  از طرفی اگر جمهوری و جمهوری اسلامی خوب نیست پس تاکید امام (ره) برای رای دادن مردم به جمهوری اسلامی نه چیز دیگه برای چی بوده ؟ از طرفی دیگه اگر فرض رو بر این بزاریم که حاکم کشوری اسلامی در گوشه ای از دنیا با علم بر اینکه ( معصوم نیست و عصمت هم نداره ) تصمیم اشتباهی در اداره کشورش گرفت و یا به سمتی رفت که صلاح جامعه رو نتونست تامین کنه باید چه کار کرد ؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رفبق کافه مهیار</title>
		<link>http://www.mahdi-lotfi.com/index.php/1388/10/17/757/comment-page-1#comment-222</link>
		<dc:creator>رفبق کافه مهیار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mahdi-lotfi.com/?p=757#comment-222</guid>
		<description>سلام
خسته نباشید بچه ها ببخشید یه دو روزی دور بودم. مطالب رو خوندم و نظرات رو. اول از همه به مهدی لطفی تبریک می‌گم بابت نحوه مدیریت مطالب وبلاگ که مطالب داره ریشه‌ای تر و با کیفیت بهتری جریان پیدا می‌کنه. با نظر آقا مهدی در زمینه عدم امکان تحقق آرمان شهر در حکومت جمهوری کاملاً مخالفم. اتفاقاً بر عکس به نظر من آرمان شهر فقط در دموکراسی می‌تونه محقق بشه. اگر هدف از جامعه مدنی تحقق عدالت باشد(دقت کنید نوشتم اگر) به نظر من این یک دستاورد جانبی است. به نظر من اگر خیلی ساده بخواهم تعریف کنم. جامعه مدنی جامعه‌ای است که در آن آزادی برای دراز مدت در بیشینه ترین مقدار ممکن وجود داشته باشد. بیشینه و دراز مدت کلمات کلیدی هستند که پایداری سیستم را تضمین می‌کنند. در این خصوص جای بحث زیاد است که شاید از حوصله جمع خارج باشد؛ فقط به اشاره می‌خواهم به مقایسه گازها با جامدات بپردازم. اگر جامدات را به عنوان نمونه‌ای از مواد که در آن هر چیزی دقیقاً در جای خودش قرار دارد(تعریف عدالت) در نظر بگیریم می‌بینیم که با سیستم خیلی پایداری روبرو نیستیم. با سیستمی تنبل و وظیفه مدار روبرو هستیم که می‌تواند به سادگی بشکند؛ بریده شود؛ به سختی ترمیم می‌شود و مثلاً گرما را دیر در خود پخش می‌کند. در نقطه مقابل گازها ماکسیمم آزادی را به مولکول‌های خود می‌دهند و هر کدام هیچ جای مشخصی ندارند. حال یک تغییر کوچک در سیستم به سرعت به حالت پایدار می‌رسد. مثلاً اگر یک شعله باعث گرم شدن گاز شود. این مولکول‌ها به سرعت شروع به پخش شدن و انتقال مکان و توزیع حرارت بین خودشان می‌شوند. در کمینه زمان سیستم به پایداری مجدد می‌رسد که در آن همه مولکول‌ها هنوز بیشینه فضا(آزادی) را برای خود محقق کرده‌اند. فکر کنم به اندازه کافی حرف زدم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
خسته نباشید بچه ها ببخشید یه دو روزی دور بودم. مطالب رو خوندم و نظرات رو. اول از همه به مهدی لطفی تبریک می‌گم بابت نحوه مدیریت مطالب وبلاگ که مطالب داره ریشه‌ای تر و با کیفیت بهتری جریان پیدا می‌کنه. با نظر آقا مهدی در زمینه عدم امکان تحقق آرمان شهر در حکومت جمهوری کاملاً مخالفم. اتفاقاً بر عکس به نظر من آرمان شهر فقط در دموکراسی می‌تونه محقق بشه. اگر هدف از جامعه مدنی تحقق عدالت باشد(دقت کنید نوشتم اگر) به نظر من این یک دستاورد جانبی است. به نظر من اگر خیلی ساده بخواهم تعریف کنم. جامعه مدنی جامعه‌ای است که در آن آزادی برای دراز مدت در بیشینه ترین مقدار ممکن وجود داشته باشد. بیشینه و دراز مدت کلمات کلیدی هستند که پایداری سیستم را تضمین می‌کنند. در این خصوص جای بحث زیاد است که شاید از حوصله جمع خارج باشد؛ فقط به اشاره می‌خواهم به مقایسه گازها با جامدات بپردازم. اگر جامدات را به عنوان نمونه‌ای از مواد که در آن هر چیزی دقیقاً در جای خودش قرار دارد(تعریف عدالت) در نظر بگیریم می‌بینیم که با سیستم خیلی پایداری روبرو نیستیم. با سیستمی تنبل و وظیفه مدار روبرو هستیم که می‌تواند به سادگی بشکند؛ بریده شود؛ به سختی ترمیم می‌شود و مثلاً گرما را دیر در خود پخش می‌کند. در نقطه مقابل گازها ماکسیمم آزادی را به مولکول‌های خود می‌دهند و هر کدام هیچ جای مشخصی ندارند. حال یک تغییر کوچک در سیستم به سرعت به حالت پایدار می‌رسد. مثلاً اگر یک شعله باعث گرم شدن گاز شود. این مولکول‌ها به سرعت شروع به پخش شدن و انتقال مکان و توزیع حرارت بین خودشان می‌شوند. در کمینه زمان سیستم به پایداری مجدد می‌رسد که در آن همه مولکول‌ها هنوز بیشینه فضا(آزادی) را برای خود محقق کرده‌اند. فکر کنم به اندازه کافی حرف زدم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهدی</title>
		<link>http://www.mahdi-lotfi.com/index.php/1388/10/17/757/comment-page-1#comment-221</link>
		<dc:creator>مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mahdi-lotfi.com/?p=757#comment-221</guid>
		<description>سلام به همه
چقدر جالبه که نظر من در خصوص جمهوریت اینقدر حساسیت برانگیز شد ، احتمالا رفیق کافه مهیار هنوز ندیده وگرنه سرمو بریده بود تا حالا !
وبگرد عزیز ، خرد جمعی رهبره ؟؟ یعنی چی ؟ رهبر جامعه باید یه شخص باشه ، یا یه گروه مشخص ، وگرنه نظارت و ارای افراد که هرگز مثله هم نیست ( چرا از ابتدای تاریخ هر تجمعی از انسان ها یه رهبر برای خودشون انتخاب کردن ؟ ) مثلا تو یه ممکلت 70 میلیون نفری مثله ایران که مردم هزاران نظر مختلف دارن ، چطور خرد جمعی حاکم میشه ؟ دوست عزیز یه انتخابات برگزار شد ، با همه ساز و کارهای قانونی و پیش بینی ها و امادگی ها و .... ببین بر اثر اختلاف نظر مردم چقدر مشکل بوجود اومد ؟ حالا فرض کنیم این مردم بخوان رو همه چی مستقیم نظر بدن اونوقت چی میشه ؟ بله رییس جمهور رهبر نیست مشکل جمهوریت هم همینه ، رییس جمهور داریم ، نه رهبر ، رییس جمهوری که اختیارات محدودی داره ، در عین حال ( حقیقت اینه که ) باید جامعه رو رهبری کنه . مهم هم نیست ادم خوبیه یا نه ، اگر مردم اشتباه کنند و یکی را انتخاب کنند چی ؟ حتما باید چند سال تحملش کنند ، اگر تقلب شد چی ؟ اگر ... جامعه رهبر میخواد ، نه رییس جمهور ( مثل کشورهای دیکتاتوری مثلا لیبی و مصر که دیکتاتور ها فقط اسم خودشون رو میذارن رییس جمهور ، چرا دو تا کلمه اونقدر مقدس شده که باهاش میشه صدای همه رو خفه کرد )
اقای لطفی شما چرا ؟ مگه ما هیچ جای اسلام اسمی از نظام جمهوریت یا رای مردم داریم ؟ مگه هیچ یک از پیامبران الهی با رای مردم اومدن سر کار ؟ مگه ائمه اطهار رو مردم انتخاب کردن ؟ اصلا همه مشکل ما با اهل سنت اینکه اونا میگن بعد از درگذشت پیامبر یه کمیته از بزرگان تشکیل شد و خلیفه انتخاب کرد ، ما میگیم خلافت خداییه ، نه از روی انتخاب مردم . دیکتاتور صالح اندیش ؟؟؟ دمکراسی ؟؟؟ کجای قوانین دمکراسی رهبر تعریف شده ؟ مگه ما الان رهبر نداریم ؟ مگه همونطور که وبگرد میگه تو جمهوری خرد جمعی حاکم نیست ؟ یعنی انتخاب مردم ، خب پس رهبر جامعه اسلامی رو مردم باید انتخاب کنند ؟ این مخالف همه تعالیم اسلامی ما نیست ؟ ایا غیر از اینه که اصول اصلی دمکراسی مخالف همه اصول شناخته شده در اسلامه ؟
دوستان عزیز توجه کنید من به هیچ وجه طرفدار دیکتاتوری نیستم ، معتقدم نظام جمهوری بهترین نظام ممکن نیست ، ولی بهترین چیزیه که ما الان در اختیار داریم . اگر اقا ظهور کردند و مردم در یک انتخابات اعلام کردند ایشان رو به رهبری قبول ندارند ، خلافت ایشان بر مسلمین ساقط میشود ؟ خیر دوستان ، در اسلام ، چیزی به عنوان انتخابات و نظر مردم و خرد جمعی و ... نداریم ، خصوصا درباره مواردی که خدا صریحا در انها حکم داده ، تکلیف خلافت در جامعه مسلمین صراحتا در قران مشخص شده :
اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ....بعد از خدا و پیامبر ، اولی الامر ( جانشینان بر حق پیامبر ) خلیفه هستند ، خلفایی که اطاعت اونها واجب و تمرد از اونها تمرد از اسلامه .( جناب لطفی اینا رو نمیگن دیکتاتوری !!) بله حالا ممکنه ما در خصوص این اولی الامر و مصداق اون اختلاف نظر داشته باشیم ( واقعا هم تشخیص حق از باطل در این مورد خیلی سخته ) منظور من اشخاص نیستن ، در کل صحبت میکنم ، در مدینه فاضله ، عقل و خرد رهبر بر همه مردم ارجحیت و اولویت داره ، قطعا و حتما این رهبر باید منتخب خدا باشه ، و باید از همه مردم برتر باشه ، این خلیفه عوض نمیشه ، نه با انتخابات نه با رای مردم ( زمان علی ع گرچه ایشان سکوت کردند در مقابل خلافت خلفای راشدین که به نوعی با رای مردم روی کار امدند اما هرگز از گفتن این موضوع که خلافت حق ایشان است امتناع نکردند ، سکوت مصلحتی و مقطعی بوده نه اینکه به خاطر رای مردم حق ایشان در خلافت سلب شده باشد )
صحبت ما صحبت مدینه فاضله است ، جایی که همه چیز در حداکثر ایده ال مممکن وجود دارد ، جناب لطفی صحبت عدالت نیست فقط ، که فرمودید ایا پیامبر و مولا علی ع قادر به حکومت با عدل بودن یا نبودن ، در مدینه فاضله بسیار بیش از عدالت لازم است ،  من هیچ جا نخوانده ام و نشنیده ام که ان دو بزرگوار ادعا کرده باشند بهترین نوع حکومت را برقرار کرده اند ، ضمنا از میان ائمه ما ، پس از مولا علی دیگر هیچ کس خلافت کل مسلمین را در دست نداشت ، حتی اگر علی ع توانسته باشه مدینه فاضله را برپا کند ، ظهور منجی ( که تاکنون هم بوقوع نپیوسته ) ارتباطی به نوع خلافت علی ع نخواهد داشت !!
البته قبول دارم که این طرز تفکر بسیار خطرناکه ، چون ممکنه هر کس در هر زمانی خودش رو به خدا و پیامبر متصل بدونه و ادعای خلافت بی و چون و چرا داشته باشه ، اما فراموش نکنید که این دستور اسلامه ، نه انتخاب رهبر از طریق انتخابات ازاد مردمی !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به همه<br />
چقدر جالبه که نظر من در خصوص جمهوریت اینقدر حساسیت برانگیز شد ، احتمالا رفیق کافه مهیار هنوز ندیده وگرنه سرمو بریده بود تا حالا !<br />
وبگرد عزیز ، خرد جمعی رهبره ؟؟ یعنی چی ؟ رهبر جامعه باید یه شخص باشه ، یا یه گروه مشخص ، وگرنه نظارت و ارای افراد که هرگز مثله هم نیست ( چرا از ابتدای تاریخ هر تجمعی از انسان ها یه رهبر برای خودشون انتخاب کردن ؟ ) مثلا تو یه ممکلت ۷۰ میلیون نفری مثله ایران که مردم هزاران نظر مختلف دارن ، چطور خرد جمعی حاکم میشه ؟ دوست عزیز یه انتخابات برگزار شد ، با همه ساز و کارهای قانونی و پیش بینی ها و امادگی ها و &#8230;. ببین بر اثر اختلاف نظر مردم چقدر مشکل بوجود اومد ؟ حالا فرض کنیم این مردم بخوان رو همه چی مستقیم نظر بدن اونوقت چی میشه ؟ بله رییس جمهور رهبر نیست مشکل جمهوریت هم همینه ، رییس جمهور داریم ، نه رهبر ، رییس جمهوری که اختیارات محدودی داره ، در عین حال ( حقیقت اینه که ) باید جامعه رو رهبری کنه . مهم هم نیست ادم خوبیه یا نه ، اگر مردم اشتباه کنند و یکی را انتخاب کنند چی ؟ حتما باید چند سال تحملش کنند ، اگر تقلب شد چی ؟ اگر &#8230; جامعه رهبر میخواد ، نه رییس جمهور ( مثل کشورهای دیکتاتوری مثلا لیبی و مصر که دیکتاتور ها فقط اسم خودشون رو میذارن رییس جمهور ، چرا دو تا کلمه اونقدر مقدس شده که باهاش میشه صدای همه رو خفه کرد )<br />
اقای لطفی شما چرا ؟ مگه ما هیچ جای اسلام اسمی از نظام جمهوریت یا رای مردم داریم ؟ مگه هیچ یک از پیامبران الهی با رای مردم اومدن سر کار ؟ مگه ائمه اطهار رو مردم انتخاب کردن ؟ اصلا همه مشکل ما با اهل سنت اینکه اونا میگن بعد از درگذشت پیامبر یه کمیته از بزرگان تشکیل شد و خلیفه انتخاب کرد ، ما میگیم خلافت خداییه ، نه از روی انتخاب مردم . دیکتاتور صالح اندیش ؟؟؟ دمکراسی ؟؟؟ کجای قوانین دمکراسی رهبر تعریف شده ؟ مگه ما الان رهبر نداریم ؟ مگه همونطور که وبگرد میگه تو جمهوری خرد جمعی حاکم نیست ؟ یعنی انتخاب مردم ، خب پس رهبر جامعه اسلامی رو مردم باید انتخاب کنند ؟ این مخالف همه تعالیم اسلامی ما نیست ؟ ایا غیر از اینه که اصول اصلی دمکراسی مخالف همه اصول شناخته شده در اسلامه ؟<br />
دوستان عزیز توجه کنید من به هیچ وجه طرفدار دیکتاتوری نیستم ، معتقدم نظام جمهوری بهترین نظام ممکن نیست ، ولی بهترین چیزیه که ما الان در اختیار داریم . اگر اقا ظهور کردند و مردم در یک انتخابات اعلام کردند ایشان رو به رهبری قبول ندارند ، خلافت ایشان بر مسلمین ساقط میشود ؟ خیر دوستان ، در اسلام ، چیزی به عنوان انتخابات و نظر مردم و خرد جمعی و &#8230; نداریم ، خصوصا درباره مواردی که خدا صریحا در انها حکم داده ، تکلیف خلافت در جامعه مسلمین صراحتا در قران مشخص شده :<br />
اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم &#8230;.بعد از خدا و پیامبر ، اولی الامر ( جانشینان بر حق پیامبر ) خلیفه هستند ، خلفایی که اطاعت اونها واجب و تمرد از اونها تمرد از اسلامه .( جناب لطفی اینا رو نمیگن دیکتاتوری !!) بله حالا ممکنه ما در خصوص این اولی الامر و مصداق اون اختلاف نظر داشته باشیم ( واقعا هم تشخیص حق از باطل در این مورد خیلی سخته ) منظور من اشخاص نیستن ، در کل صحبت میکنم ، در مدینه فاضله ، عقل و خرد رهبر بر همه مردم ارجحیت و اولویت داره ، قطعا و حتما این رهبر باید منتخب خدا باشه ، و باید از همه مردم برتر باشه ، این خلیفه عوض نمیشه ، نه با انتخابات نه با رای مردم ( زمان علی ع گرچه ایشان سکوت کردند در مقابل خلافت خلفای راشدین که به نوعی با رای مردم روی کار امدند اما هرگز از گفتن این موضوع که خلافت حق ایشان است امتناع نکردند ، سکوت مصلحتی و مقطعی بوده نه اینکه به خاطر رای مردم حق ایشان در خلافت سلب شده باشد )<br />
صحبت ما صحبت مدینه فاضله است ، جایی که همه چیز در حداکثر ایده ال مممکن وجود دارد ، جناب لطفی صحبت عدالت نیست فقط ، که فرمودید ایا پیامبر و مولا علی ع قادر به حکومت با عدل بودن یا نبودن ، در مدینه فاضله بسیار بیش از عدالت لازم است ،  من هیچ جا نخوانده ام و نشنیده ام که ان دو بزرگوار ادعا کرده باشند بهترین نوع حکومت را برقرار کرده اند ، ضمنا از میان ائمه ما ، پس از مولا علی دیگر هیچ کس خلافت کل مسلمین را در دست نداشت ، حتی اگر علی ع توانسته باشه مدینه فاضله را برپا کند ، ظهور منجی ( که تاکنون هم بوقوع نپیوسته ) ارتباطی به نوع خلافت علی ع نخواهد داشت !!<br />
البته قبول دارم که این طرز تفکر بسیار خطرناکه ، چون ممکنه هر کس در هر زمانی خودش رو به خدا و پیامبر متصل بدونه و ادعای خلافت بی و چون و چرا داشته باشه ، اما فراموش نکنید که این دستور اسلامه ، نه انتخاب رهبر از طریق انتخابات ازاد مردمی !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهدی لطفی</title>
		<link>http://www.mahdi-lotfi.com/index.php/1388/10/17/757/comment-page-1#comment-220</link>
		<dc:creator>مهدی لطفی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mahdi-lotfi.com/?p=757#comment-220</guid>
		<description>مهدی جان نظرتو درباره مدینه فاضله و اینکه گفتی &quot; ه نظر من مدینه فاضله هرگز در نظام جمهوری محقق نمیشه ، چون در این نظام رهبران ارشد مردم دائم در حال تغییر هستن و اصولا چندان مهم نیست که مردم رهبر رو قبول دارن یا نه ، چون چه قبولش داشته باشن چه نداشته باشن بعد از یه مدت مشخص عوض میشه و یکی دیگه میاد&quot; با تعجب مطالعه کردم ؟ این یعنی چی ؟ دیگر اینکه این روز ها در عالم سیاست نظریه دموکراسی در حال جایگزین شدن با تز &quot; دیکتاتور صالح اندیش &quot; ، نکنه تو هم قائل به ظهور یک دیکتاتور صلح اندیشی ؟ بعد آیا در دوره حکومت پیامبر اسلام و یا 5 سالو اندی امام علی عدالت حاکم نبود و یا درست تر بگم آیا این دو بزرگوار قادر به حکومت کردن به عدل نبودن ؟ اگر بودند پس تنها دلیل ظهور منجی تحقق مدینه فاضله نیست شاید یکیش باشه 
 وبگرد اگر می شه تو مدینه فاضله یا اتوپیای خودتو تعریف کن برامون ؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مهدی جان نظرتو درباره مدینه فاضله و اینکه گفتی &#8221; ه نظر من مدینه فاضله هرگز در نظام جمهوری محقق نمیشه ، چون در این نظام رهبران ارشد مردم دائم در حال تغییر هستن و اصولا چندان مهم نیست که مردم رهبر رو قبول دارن یا نه ، چون چه قبولش داشته باشن چه نداشته باشن بعد از یه مدت مشخص عوض میشه و یکی دیگه میاد&#8221; با تعجب مطالعه کردم ؟ این یعنی چی ؟ دیگر اینکه این روز ها در عالم سیاست نظریه دموکراسی در حال جایگزین شدن با تز &#8221; دیکتاتور صالح اندیش &#8221; ، نکنه تو هم قائل به ظهور یک دیکتاتور صلح اندیشی ؟ بعد آیا در دوره حکومت پیامبر اسلام و یا ۵ سالو اندی امام علی عدالت حاکم نبود و یا درست تر بگم آیا این دو بزرگوار قادر به حکومت کردن به عدل نبودن ؟ اگر بودند پس تنها دلیل ظهور منجی تحقق مدینه فاضله نیست شاید یکیش باشه<br />
 وبگرد اگر می شه تو مدینه فاضله یا اتوپیای خودتو تعریف کن برامون ؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: وبگرد</title>
		<link>http://www.mahdi-lotfi.com/index.php/1388/10/17/757/comment-page-1#comment-219</link>
		<dc:creator>وبگرد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.mahdi-lotfi.com/?p=757#comment-219</guid>
		<description>مهدی جان بسیار تعجب می کنم از مدینه فاضله شما و بیشتر متعجب شدم از پارگراف آخر. در دموکراسی و یا نظام جمهوری چیزی به جز خرد جمعی رهبر نیست. کسی که رئیس جمهور رهبر نیست بلکه یک کارمنده.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مهدی جان بسیار تعجب می کنم از مدینه فاضله شما و بیشتر متعجب شدم از پارگراف آخر. در دموکراسی و یا نظام جمهوری چیزی به جز خرد جمعی رهبر نیست. کسی که رئیس جمهور رهبر نیست بلکه یک کارمنده.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
