مقاله ای که می خوانید با عنوان کامل ” کارکردهای «بی.بی.سی» فارسی در جنگ نرم علیه ایران ” به قلم دوست بزرگوارم رضا سیف پور است که در سایت تابناک و وبلاگ شخصی ایشان ” هفت اقلیم ” قابل رویته که برای شما انتخاب کردم .
جنگ روانی (psychological warfar) از واژههای آشنایی است که امروزه با کارکردهای وسیع در ادبیات سیاسی جامعه حضور پیدا کرده است و توجه به این واژه با تعبیری دیگر (جنگ نرم) از مقولههایی است که به ویژه در ماههای اخیر و مرتبط … با جریانات پیش و پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، بسیار مورد تأکید رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است. بنابراین، با توجه به اهمیت و افزایش کارکرد جنگ روانی در دهههای اخیر و نقش رسانهها در پیشبرد اهداف دولتها و نیز بهرهگیری دقیق و هوشمندانه رسانههای خارجی از این شیوه علیه جمهوری اسلامی ایران، مطالعه و شناخت این پدیده اهمیت بسیاری دارد.
نگارنده تلاش کرده است تا در حد توان، اشارهای به تعاریف گوناگون جنگ روانی داشته و پس از آن ضمن بررسی تاریخچه شکل گیری و اهداف شبکه «بی.بی.سی» که این روزها درباره آن به ویژه بخش فارسی شبکه حرفهای بسیاری گفته میشود به راهکارهای گوناگون رسانه ای برای ایجاد جنگ روانی (نرم) نگاهی داشته باشیم. بی شک از پایههای اساسی جنگ نرم عملیات روانی یا همان جنگ روانی است و آشنایی با جدیدترین فنون و تاکتیکهای این کارزار، میتواند به ارتقای دانش تخصصی همکاران در راستای مقابله و مبارزه در این میدان کمک کند.
تعاریف گوناگون جنگ روانی:
جنگ روانی (psychological warfar) از واژههایی است که تا کنون تعاریف گوناگونی از آن ارایه شده است. از نخستین تعاریفی که برای جنگ روانی عنوان شده و در باور عمومی شکل پیدا کرده است، میتوان به این تعریف اشاره کرد: «جنگ روانی یعنی استفاده از هر نوع وسیله برای تأثیرگذاری بر روحیه و رفتار یک گروه با هدف نظامی مشخص».
«پل لاین برگر» در کتاب معروف خود به نام «جنگ روانی» که در سال ۱۹۵۴ منتشر شده، ماهیت جنگ روانی را علاوه بر این به اهداف اقتصادی یا سیاسی نیز مرتبط میداند؛ بنابراین، جنگ روانی نمیتواند محدود به عملیات نظامی باشد، بلکه عبارت است «از مجموعه اقدامات یک کشور برای اثرگذاری و نفوذ بر عقاید و رفتار دولتها و ملتها برای به دست آوردن نتایج مطلوب». در دو دهه اول پس از جنگ جهانی دوم، دکترین جنگ روانی در اروپا و آمریکا، به گونهای دقیقتر تدوین شد. صاحب نظران پذیرفتند که مفهوم اساسی جنگ روانی عبارت است از «دستکاری عقاید از راه به کارگیری یک یا چند رسانه ارتباطی و به بیان دیگر، ناتوان کردن دشمن برای کنش و واکنش».
با توجه به این تعاریف، یکی از مهمترین ابزارهایی که در این جنگ به کار گرفته میشود، رسانه است. امروزه جنگ روانی دیگر محدود به موقعیت جنگی نمیشود، برای همین، میتوان آن را معادل عملیات روانی تلقی کرد. از این روی، لوازم این عملیات نیز دیگر ارکان ارتش، مارشهای نظامی یا نامههای پراکنده توسط هواپیمای دشمن بر شهرها و حتی ستون پنجم نیست. امروزه این رسانههای جمعی شامل رادیو، تلویزیون، اینترنت، ماهواره و مطبوعات هستند که کارکرد عملیاتی دارند و در پایان، صحنهگردانان این جنگ رسانهها هستند؛ بنابراین، توجه به اهمیت رسانه و مدیریت بر رسانه، لازم و حیاتی در دنیا به شمار میرود و بی شک، در کشورهای پیشرفته با علم بر این هوشمندترین، آگاهترین و تواناترین افراد در ردههای گوناگون رسانه شاغل هستند.
هدف جنگ (عملیات) روانی:
هدف از عملیات روانی، تحت تأثیر قرار دادن و تحمیل اراده خود بر شخص یا گروه دیگر است. این گروه الزاماً یکی از سه دسته زیر را شامل میشود: طرفداران، مخالفان و افراد بی طرف.
با این نگرش، هدف اصلی عملیات روانی تقویت طرفداران، جذب افراد بی تفاوت و بی طرف و نیز تعدیل یا تشکیک در مواضع مخالفان است، به گونهای که بی اعتمادی به رهبران کشور یا جناح مقابل افزایش یافته و امید در جامعه کمرنگ شود.
قدرت نرم جایگزین جنگ روانی:
قدرت نرم، واژه جدیدی است که برای جنگ روانی به کار میرود و امروزه شاهد این هستیم که بسیاری از کشورها راه جنگ نرم را سرلوحه کارهای اصلی خود قرار دادهاند. ارتش آمریکا در مارس ۱۹۵۵ تعریف جالبی از جنگ روانی در آییننامه رزمی خود ارایه کرد: «استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی که منظور اصلی آن تأثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی طرف و یا گروه دوست است، به گونهای که پشتیبانی برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی باشد، آن هم با ابرازهایی غیر از ابزار نظامی، سیاسی و اقتصادی». بر این اساس، تبلیغات جزو اصلی و انکار ناپذیر جنگ روانی است، اما نه همه آن.
«جوزف نای» از پیشکسوتان جنگ نرم در سال ۱۹۸۹ میگوید: «هدف جنگ روانی، تأثیرگذاری و انجام دادن رفتارهایی است که ما دلمان میخواهد طرف مقابل انجام دهد، بدون اینکه هیچ اجبار یا فشاری در کار باشد». به این ترتیب، برای نخستین بار قدرت نرم به جای جنگ نرم توسط جوزف نای مطرح شد و هم اکنون از مهمترین استراتژیهای کشورهای قدرتمند جهان به شمار میرود.
برخی از مهمترین تاکتیکهای جنگ روانی:
طراحان جنگ روانی نبرد خود را بر تبلیغات استوار کردهاند. هدف آنها تأثیرگذاری بر عقاید افراد و جامعه است. در این راستا همان گونه که گفتیم، رسانه مؤثرترین ابزار جنگ روانی به شمار میرود و برخی از تاکتیکهایی که با این هدف توسط رسانه اعمال میشود، به شرح زیر است:
۱- سانسور (censorship): حذف عمدی مواردی از جریان عبور آگاهی برای شکل دادن عقاید و اعمال دیگران
۲- تحریف (distortion): تغییر در متن پیام به شیوههای گوناگون و دستکاری خبر با تعدیل، شاخ و برگ دادن و جذب در پیام
۳- ایجاد دشمن فرضی (to make an imaginary enemy): دشمن جلوه دادن شخص، اشخاص و یا هر هدف دیگری برای مخاطب با القای پیامهای گوناگون و پیاپی (زنجیرهای) با طراحی از پیش تعیین شده
۴- القای بخشی از حقایق (to release face partially): حذف بخش یا بخشهایی از یک پیام برای تحت تأثیر قرار دادن مخاطب از راه کم رنگ کردن بخشی از پیام و پر رنگ جلوه دادن بخشی دیگر
۵- محک زدن (probing): انتشار پیامی خاص برای ارزیابی اوضاع جامعه و یا ملاحضه بازخورد نظر حاکمان یا گروهی خاص در جامعه
۶- گسترش ادعا به جای اظهار واقعیت (pretension instead of truth): شیوهای که در آن پیامی مهم در سطح جامعه گسترش مییابد تا در پی آن، گروه یا شخصی خاص مجبور به ارایه پاسخ شود.
۷- شایعه (Rumor): در جایی که خبر نباشد و یا منبع خبر موثق نباشد، رسانه با تولید شایعه به هدف القای پیام دست مییابد؛ این هدف میتواند شامل ایجاد یک تنش و یا تسکین تنشی در جامعه باشد
۸- استفاده از عواطف مخاطبین (to play on the emotions of the audience): در این روش، رسانه با بهکارگیری الفاظی در متن پیام، تلاش میکند بار عاطفی پیام را افزایش داده و با برانگیختن احساسات او پیام خود را القا کند.
۹- استفاده از دو خبر واقعی برای طرح یک خبر ساختگی (touse two factual news Items in order to leg itemize A false news ): در این شیوه، رسانه میکوشد، دو خبر مرتبط به هم را که کاملاً سندیت دارد، به گونهای در کنار هم قرار دهد تا پذیرش خبر سوم مرتبط با آن که میتواند دروغ باشد، به راحتی برای مخاطب میسر شود.
۱۰- پیچیده کردن خبر برای کشف نشدن حقیقت: در این شیوه، رسانه با فرستادن انبوهی از پیامهای گوناگون، ذهن مخاطب را از پیگیری پیام اصلی دور میکند.
۱۱- دروغ بزرگ (Big-lie tactic): «گوبلز» میگوید: دروغ هر قدر بزرگ باشد، باور آن برای تودههای مردم راحت تر است. دروغ را به حدی بزرگ بگویید که کسی جرأت فکر و تکذیب آن را نکند. نمونه بارز این شیوه در جنگ آمریکا با عراق و تسخیر سریع بغداد با گسترش خبر جنگ الکترونیک توسط رسانههای آمریکایی رخ داد.
۱۲- ارایه قطرهچکانی اطلاعات (Dribble tactic): در این شیوه، برای اعتماد سازی و نیز عادت دادن مخاطب به پیگیری اخبار، اطلاعات تدریجی در اختیار مخاطب قرار میگیرد.
شبکه «بی.بی.سی» فارسی، نمونه ای از کارکرد جنگ روانی
تاریخچه شبکه «بی.بی.سی»: شبکه «بی.بی.سی» (British Broadcasting corporation) در سال ۱۹۲۲ میلادی با نام «بنگاه سخن پراکنی بریتانیا با مسئولیت محدود» بنیانگذاری و در سال ۱۹۲۷ پس از دریافت پروانه سلطنتی تبدیل به یک شرکت دولتی شد. هماکنون شبکه «بی.بی.سی» با ۲۶۰۰۰ کارمند و بودجه سالانه چهار میلیارد پوند (حدود هشت میلیارد دلار) یک شرکت دولتی نیمه خودمختار است که به ظاهر تحت هیچ نفوذ تجاری و سیاسی نیست و تنها به مخاطبانش پاسخگوست! با این رویکرد، «بی.بی.سی» سالهاست که به ظاهر شعار «هر ملت باید با صلح و آرامش با ملتی دیگر صحبت کند»! را شعار خود قرار داده و آن را پیگیری میکند.
بخش عمده بودجه «بی.بی.سی» توسط شهروندان بریتانیا و بخش دیگری از سوی دولت تأمین میشود. هماکنون شبکه «بی.بی.سی» در سه زمینه رادیو، تلویزیون و اینترنت فعالیت گسترده ای را دنبال میکند، به گونهای که برای نمونه، برنامههای رادیویی آن با ۳۳ زبان از جمله فارسی پخش میشود.
شبکه تلویزیونی «بی.بی.سی» فارسی در روز چهارشنبه، پانزدهم دی ماه سال ۸۸ پس از یک دوره طولانی تبلیغ و ایجاد انتظار برای مخاطبان (از سال ۲۰۰۷ تا کنون) پخش برنامههای خود را روی ماهوارههات بیرد برای مخاطبان فارسی زبان (ایران، افغانستان و تاجیکستان) آغاز کرد.
نگاهی به دلایل شکلگیری و محتوایی برنامههای شبکه «بی.بی.سی» فارسی:
تحلیل وضعیت رسانهها در ترسیم چشمانداز افکار عمومی جامعه دارای اهمیت زیادی است. امروزه افکار عمومی در معرض موارد و مصادر گوناگون اطلاعات هستند و مانند گذشته نمیتوان با انحصاری کردن ارایه اطلاعات، کنترل کامل افکار عمومی را در اختیار داشت. افکار عمومی ایران، همان گونه که تحت تأثیر رسانههای داخلی با نظرات گوناگون قرار دارند، تحت تأثیر رسانههای خارجی نیز با شدت و ضعف قرار میگیرد. هرچند رسانههای خارجی به ظاهر شعار استقلال و بی طرفی میدهند، اما تقریباً بدون استثنا از بودجههای غربی حمایت میشوند و میخواهند، افکار عمومی کشور را به سود دولتهای خود تغییر دهند.
یکی از مهمترین این شبکهها، شبکه فارسی زبان «بی.بی.سی» است؛ شبکه «بی.بی.سی» که به شدت تحت نفوذ بهائیان فارسی زبان اداره و کنترل میشود، همواره در تاریخ سیاسی ایران به نوعی حضور داشته و حتی بسیاری از محققان، نقش آن را در کودتای ۲۸ مردا به نفع رژیم شاه به اثبات رساندهاند. «حالا دقیقاً نیمه شب ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ است»؛ رمز عملیات آژاکس خطاب به شاه بود که آغاز عملیات منجر به کودتای ۲۸ مرداد را در ایران کلید میزد.
در سالهای منجر به پیروزی انقلاب اسلامی، رادیوی فارسی زبان «بی.بی.سی» مخاطبان بسیاری را به خود اختصاص میداد و مردم، بسیاری از اطلاعات خود را از این رادیو به دست میآوردند. این امر باعث عصبانیت شدید شاه و حامیان او شده بود؛ اما «بی.بی.سی» دل خوشی از جریان انقلاب به رهبری حضرت امام (ره) نیز نداشت. این رادیو تلاش میکرد، با معرفی چهره ای غیر واقعی از امام خمینی (ره) حضور گروهکهای چپ و راست را در انقلاب پر رنگ کرده و آنها را در برابر صف مذهبیون به رهبری روحانیت و در رأس آن حضرت امام (ره) قرار دهد. این رادیو، همچنین تلاش کرده تا با استراتژی از پیش طراحی شده، برخی چهرههای خاصی را که بعدها ماهیت آنها برای مردم و نظام مشخص شد، به عنوان چهرههای برتر انقلاب معرفی نماید؛ از آن جمله میتوان به مهندس بازرگان، ابوالحسن بنی صدر و قطب زاده اشاره کرد.
از دهه هفتاد، به تدریج رادیوی «بی.بی.سی» جایگاه خود را در ایران از دست داد که از دلایل اصلی این امر، میتوان به گسترش رسانههای داخلی و جلب اعتماد خوب این رسانهها اشاره کرد. همینطور توجه بیشتر مردم به رسانههای نوپدیدی همچون ماهواره و اینترنت که باعث کمرنگ شدن جایگاه رادیو شد.
در این راستا، در سال ۲۰۰۱ سایت خبری «بی.بی.سی» فارسی راهاندازی شد و پس از مدتی در سال ۱۳۸۵ وزیر دارایی وقت انگلیس در سخنانی در مؤسسه پژوهش (چتمهاوس) لندن از تخصیص سالانه پانزده میلیون پوند برای راهاندازی شبکه تلویزیونی فارسی زبان «بی.بی.سی» خبر داد که این امر در پانزدهم دی ماه سال ۱۳۸۷ تحقق یافت.
هماکنون شبکه «بی.بی.سی» برنامهریزی خود را برای ۱۷۰ میلیون مخاطب فارسی زبان با بهرهگیری از ۱۵۰ خبرنگار، ۱۵۰ نیروی فنی و ۵۰ نیروی اداری و با تمرکز بر بیش از صد دفتر خبری در دنیا طراحی نموده است.
برخی راهبردهای تاکتیکی شبکه فارسی «بی.بی.سی»:
۱- اطلاع رسانه غیر مستقیم: بر خلاف شبکه فارسی صدای آمریکا (VOA) که پیامهای خود را مستقیم به بیننده القا میکند، تهیه کنندگان و به ویژه سردبیران شبکه «بی.بی.سی» از هوشمندی وافری برخوردارند و خبرها را به گونهای طراحی میکنند که بیننده غیر مستقیم مورد هدف قرار گیرد.
۲- پیچیدگی در محتوا و پرهیز از رفتار کلیشهای: شبکه «بی.بی.سی» تلاش میکند با بهرهگیری از کارشناسان گوناگون و حتی از درون ایران، محتوای پیامها را به گونهای در هم تنیده و دقیق طراحی کند که بیننده بی مهابا در معرض پیامهای گوناگون قرار گیرد؛ در این راه، از روانشناسی رنگها، شیوه دقیق اجرا، تقدم و تأخر هدفمند اخبار، شیوه بدیع مصاحبهها و پرهیز از اظهارنظرهای صریح و دور از هر گونه رفتار کلیشهای مرسوم بهره میگیرد.
۳- کیفیت حرفه ای و فریبنده ارایه برنامهها: یکی از نواقص بزرگی که در تلویزیونهای لسآنجلس هست، کیفیت پایین برنامهها و رعایت نکردن ابتداییترین اصول حرفهای رسانه است. شبکه «بی.بی.سی» با بهره گیری از استودیوهای مجهز، دکورهای زیبا و حرفهای، تولید برنامههای مستند قوی و گزارشهای متنوع و نیز تولید برنامههای ترکیبی خاص متناسب با ذایقه ایرانی ضمن اینکه تلویزیونهای لس آنجلسی و صدای آمریکا را دچار افت مخاطب کرده است، باب جدیدی از جنگ روانی علیه ایران اسلامی را آغاز نموده و این میطلبد که سیاستگذاران رسانه ملی، هوشمندانهتر نسبت به رسالت خود بیاندیشند.
۴- رویکرد تعاملی با مخاطب: یکی از رویکردهای اصلی شبکه «بی.بی.سی»، تولید برنامههای اجتماعی از متن و بطن جامعه ایران البته با اهداف خاص است، به گونه ای که مخاطب ناخودآگاه احساس راحتی و تفاهم با این شبکه میکند. ساخت برنامههای مستند گزارشی ویژه، مصاحبه با افراد گوناگون از طبقات گوناگون و نیز انتخاب سوژههای به روز از مصادیق این شیوه است.
۵- تلاش برای ایجاد نگرش مثبت مخاطب نسبت به دولت بریتانیا: دولت بریتانیا در طول تاریخ، ردپای زشتی از خود در مسائل سیاسی اجتماعی ایران بر جای نهاده است. دخالت در جنبش مشروطه، رویکرد استعماری دوران قاجار، تأثیر مستقیم در بر سر کار آوردن محمد رضا پهلوی، همداستانی با عراق در جریان هشت سال دفاع مقدس، اشغال ایران به همراه متفقین در جریان جنگ جهانی دوم، مخالفت با ملی شدن صنعت نفت، تلاش برای کودتاهای گوناگون، تنها گوشهای از این پرونده سیاه را به نمایش میگذارد. از استراتژیهای مهم شبکه «بی.بی.سی» تلاش برای پاک کردن این لکههاست. شاید ساخت مستند دایی جان ناپلئون و پخش آن در نخستین روزهای راهاندازی شبکه در همین راستا بود.
۶- تلاش برای بیطرف نشان دادن شبکه: این شبکه، نهایت تلاش خود را میکند تا با تولید برنامههای گوناگون که در آن صدای هر دو گروه موافق و مخالف شنیده شود، بی طرفی خود را برای مخاطب به اثبات برساند؛ نمونه این رویکرد را در هر شب در برنامه ای مثل «نوبت شما» میبینیم. در این برنامه، هر شب تعدادی تماس تلفنی برقرار میشود که تقریباً ۸۰ درصد آنها از مخالفان و ۲۰ درصد آنها از موافقان سیاستهای ایران اسلامی هستند، همچنین از حدود شش وبلاگ مورد بررسی، یک تا دو وبلاگ موافق و چهار تا پنج وبلاگ مخالف سیاستهای نظام هستند، لیکن با ترفندهای خاص، بهرهگیری از مجریان حرفهای و آموزش دیده، تحلیلهای ظریف، اما جانبدارانه و نیز انتقادهایی هدفمند، تلاش میشود تا اهداف پنهان شبکه به خوبی تأمین شود.
۷- استفاده از کارشناسان و مشاوران گوناگون داخلی: برعکس بسیاری از شبکههای لس آنجلس و به ویژه صدای آمریکا که از کارشناسان ثابت و عموماً از مخالفان سرشناس نظام جمهوری اسلامی ایران برای برنامههای خود استفاده میکنند، شبکه «بی.بی.سی» تلاش میکند تا از کارشناسان متنوع و یا حتی از از افراد میانهرو که به گونهای منصوب به نظام نیز هستند، بهره گیرد. این امر باعث بالا رفتن اعتماد مخاطبان میشود که مورد نظر مدیران شبکه فارسی «بی.بی.سی» نیز هست.صادق صبا که به تازگی مدیر این شبکه شده، میگوید: ما صدای همه کسانی هستیم که باید صدا داشته باشیم!
۸- توجه به رسانههای گوناگون به طور همزمان: برعکس صدای آمریکا که در آن تفاوتی بین رادیو و تلویزیون شبکه وجود ندارد، برنامههای تولیدی رادیو «بی.بی.سی» و تلویزیون فارسی «بی.بی.سی» کاملاً متفاوت هستند. با وجود این، «بی.بی.سی» دریافته است که برای اثرگذاری و جذب مخاطبان بیشتر، باید از هر سه رسانه رادیو، تلویزیون و وب سایت استفاده کند که در این راه، هم نهایت تلاش خود را کرده است.
روشهای رسانهای مقابله با جنگ روانی (جنگ نرم):
راهاندازی شبکه «بی.بی.سی» از فاز جدید و پیچیده جنگ روانی غرب علیه افکار عمومی ایران، حکایت دارد که سرمایهگذاری هنگفتی در حال اجراست. راهکار مقابله با آن نیز استفاده از توانمندیهای رسانهای کشور است. اساساً ابزار اصلی جنگ نرم رسانه است و بالطبع ابزار اصلی مقابله با آن نیز نمیتواند چیزی جز رسانه باشد.
هنگامی که گفته میشود، رسانه مشخصاً منظور رادیو و تلویزیون و به ویژه تلویزیون است، زیرا هیچ رسانه ای در حال حاضر به گستردگی رسانه تلویزیون نبوده و به اندازه تلویزیون در سطح جامعه اثر گذار نیست. لازم است صدا و سیمای جمهوری اسلامی، برای مقابله با این جنگ نرم ـ که دقیقاً مورد تأکید رهبر معظم انقلاب نیز هست ـ برنامهریزی دقیقی کرد، زیرا صدای توپ و تانک این جنگ خاموش شاید سالها بعد بگوش برسد؛ بنابراین، تعلل در اقدام ممکن است ضایعات جبران ناپذیری را به جامعه تحمیل کند. از این روی، برخی از روشهای مقابله با جنگ نرم در حوزه رسانه را میتوان فهرستوار به شرح زیر عنوان کرد که انتظار میرود مورد توجه مدیران و سیاستگذاران رسانه واقع شود:
۱- اطلاع رسانی مناسب و درست در برنامهها
۲- تبیین ماهیت منابع و شبکههای خبری گوناگون برای مخاطب
۳- ایجاد خلاقیت و نوآوری در تولید برنامههای متنوع و جذاب
۴- تلاش برای اعتمادسازی عمومی
۵- بهرهگیری از همه ظرفیتهای هنری برای رساندن پیام
۶- پرهیز از جبههگیری مشخص و آشکار درباره موضوعات و ارایه غیر مستقیم پیام برای اثرگذاری بیشتر
۷- توجه به نظریات گوناگون، به ویژه منتقدان در برنامهها در راستای افزایش اعتماد عمومی و غنای محتوایی برنامهها
۸- استفاده از برنامهسازان هوشمند، فکور و آگاه به سیاستهای جامعه و در عین حال، متخصص در امور برنامه سازی
۹- تلاش برای ایجاد مصونیت روانی در جامعه (افکار عمومی)
۱۰- تلاش برای آموزش و ارتقای سطح توانایی هنرمندان و تولیدکنندگان آثار هنری در رسانه
۱۱- بررسی و تلاش برای شناخت دقیق مخاطب و نیازهای او
۱۲- پرهیز از تک بعدی نگری و رصد مداوم رسانههای غربی در راستای شناخت تاکتیکهای جاری برای مقابله با آن
۱۳- تغییر و بازنگری در ساختارهای تولیدات رسانه ای متناسب با نیاز روز
۱۴- تعریف دوباره خط قرمزهای رسانهای و حذف خطوط پیچیده نامدونی که بر پایه سلایق ترسیم شده است، نه مصلحتها، با هدف بالا بردن حس اعتماد عمومی نسبت به رسانه
۱۵- بازنگری و کاهش بروکراسی و سلسله مراتب طولانی تصمیمگیری در راستای انتشار سریع اخبار با هدف کنترل افکار عمومی
و سرانجام به باور نگارنده، تبیین دقیق استراتژی مقابله با جنگ نرم، باید از اهم موضوعات مورد توجه مدیران رسانه باشد و مهندسی پیام با بهرهگیری از نقطه نظریات کارشناسان، متخصصان و اندیشمندان آگاه به مبانی هنری در اسرع وقت تدوین و اجرایی شود.
-
۰۲-۱۲-۸۸
سلام دوباره بسی خرسندیم که دوباره مطلبی جالب رو در وبلاگ شما می خونیم.
قسمت “برخی از مهمترین تاکتیکهای جنگ روانی”
خیلی جالب بود. برای نسخه وطنی رجوع شود به بیست و سی و امثالهم (البته طبق معمول کپی تابلو رو می بینید) البته برای نسخه چاپی به روزنامه ک-ی-ه-ا-ن هم یه سری بزنید.دوست داشتید می تونم مثال هاشم بزنم.خلاصه اینکه
“از این کله تا آن کله فرقی ندارد شیخ و شه”
(کله بخوانید kolah)
-
۰۳-۱۲-۸۸
ممنون از این مطلب که البته ( با عرض پوزش از نویسنده ان ) فکر میکنم اشکالات خیلی زیادی به لحاظ محتوایی و شکلی بر ان وارد است ، اما مهم ترین موضوع در یک جنگ ، شناخت درست دشمن و بعد از ان برنامه ریزی و استفاده از سلاح مناسب برای مقابله است ، ما حد اکثر ( اگر خیلی خودمان را تحویل بگیریم ) مرحله اول را گذرانده ایم اما در دو مرحله بعدی کاملا ناکام بوده ایم . در مورد جنگ های روانی و نقش مهم رسانه ها در ان ، ما تاکنون هیچ گام موفقی نداشته ایم . موردی که وبگرد گفت ( و حقیقت موجود در جامعه ماست ) نشان میدهد بخش زیادی از مردم ایران خصوصا جوانان کاملا نسبت به صدا و سیما ( که نهادن نام رسانه ملی بر ان اجحافی است بر این نام پر معنی ) بی اعتمادند . ما خودمان با دست خودمان سلاح های خود را در مقابل دهها شبکه و سایت خارجی ، محدود کرده ایم به یک صدا و سیما با چند شبکه که همگی با یک سیاست واحد اداره میشوند . مثل این است که دشمن با انواع سلاح ها به ما حمله کند و ما فقط با یک نوع تانک با ان ها مقابله کنیم . پیروزی از ان کیست ؟
ما باید در مرحله اول بتوانیم اعتماد مردم را جلب کنیم ، وقتی بسیاری از مخاطبان فکر میکنند ما دروغ میگوییم ( میگوییم ؟! ) همه تلاش های دیگر برای ورود به جنگ روانی و خنثی سازی توطئه های دشمنان و …. بلا استفاده میشود .
ایا فکر میکنید در سال ۲۰۱۰ میلادی ، میتوان با یک صدا و سیمای دولتی و کاملا انحصاری ، با غول عظیم رسانه های غربی مقابله کرد ؟
-
۰۵-۱۲-۸۸
دقیقا با نظر شما موافقم. اتفاقا بنده هم به این بی ادبیها در تلوزیون و سینما و تئاتر دقیقا معترضم. به مجریانی که از جامعه شناسی و رواشناسی گرفته تا الهیات و فلسفه و عرفان و متافیزیک جولانگاه نظرات آبکی و پیش پا افتاده خودشان می کنند. همانهایی که با تلوزیون معروف شدند و بعد به تلوزیون جفتک زدن مانند استاد شجریان سلف صالح خودشان. به کارگردانانی که بیشتر برای عرضه هنر به جامعه مانکن ارائه می کنند و جیب تهیه کننده پر می کنند معترضم .
به تئاتری که همه چیز در آن پیداست جز کرامت انسانی و سیر الی الله .
چه برایمان مانده نمی دانم فقط از این می ترسم روزی این پوستین ظاهری کلاس و مدرنیته و … بخشکد و بریزد و ناقوس رسوایی عده ای که بیشتر از هر چیز برایشان مانی مهم است رو شود.
-
۰۵-۱۲-۸۸
با بخش اعظم فرمایشات نگاشته شده ” م – ب ” موافقم منجمله تخصصی نبودن غالب اجراهای مجریان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که البته عزم بر تخصصی تر شدن مقوله مجری و اجرا در صدا و سیما تعلق گرفته . ولی از جفای بی ادبانه ایشان در حق استاد شجریان خوشم نیومد ! ظاهرا این روزها ادبیات ” کوچه بازاری ” برخی رجال ، در بین طرفدارانشان هم رایج شده !!!
لازم به ذکره که جز ندای ملکوتی ربنا و تصنیف ای ایران ، از استاد در رسانه ملی کاری پخش نمی شده که شهرتشان را ” تنها و تنها ” مدیون صدا و سیمای ما باشند و صد البته موضع گری سیاسی ایشان گرچه مختصات خود را داشت ولو برخلاف نظر و عقیده ما به شخص ایشان مربوط است و در ایران هر فردی حقیقی و حقوقی در چهار چوب قانون و نزاکت در بیان آراء خود آزاد است …
من به شخصه به مفاخر ملی کشورم حتی اگر عقاید مخالف من داشته باشند توهین نمی کنم شما را نمی دانم …
-
۰۵-۱۲-۸۸
م-ب عزیز ورود شما رو به جمع کاربران اینترنت تبریک می گم. بر خلاف خیابان ها که جولانگاه نظر و عقیده شماست فضای اینترنت فضایست متعلق به همه افکار و عقاید. به طور مثال من و آقای لطفی در بسیاری از جهات اختلاف نظر داریم اما در این محیط فقط گفتگو دوستانه و دور از توهین و دعوادر جریان است.
انتقاد شما از صداو سیما بسیار جالب و چون دیدم در وبلاگتون به ضرب المثل علاقه مندید عرض می کنم که “دست پیش گرفته که پس نیفته” و “طرف رو تو ده را نمی دادن سراغ خونه کدخدا رو می گرفت”.
اولین ضرب المثل در باب انتقاد شما از صدا و سیماست مگر غیر سران نظر و عقیده شما اونجا رو می گردونن. و دومی در باب مطلب وبلاگتون (شرمنده آقای لطفی که خارج از موضوع صحبت کردم).
-
۰۵-۱۲-۸۸
پس شما بهتره برید:
اولا زندگی نامه به اصطلاح استاد شجریان از مفاخر!!!! ایران را بخوانید تا بدانید که ایشان شروع کارش با رادیو بوده و بعد معروف شد و بعد…. فکر کنم اطلاعات خودتان را زیاد بفرمایید در این زمینه.
دوما برید به چرندیات ایشان در مصاحبه با تلویزیون صدای آمریکا هم سری بزنید تا جفنگیات این مفاخر!!!!! را ببینید که چگونه وطن فروشی کرده .
آخر اینکه از اینگونه مفاخر در مملکت ما در طول تاریخ زیاد داشته ایم قرار نیست که هر کس هر تخصصی داشت به عنوان مفاخر مطرح کنیم اگر چه بخواهد همه چیز ما را به یک عده یانکی که در طول تاریخ با ما دشمنی کرده اند بفروشد.
آقای شجریان بهتر است برود مقداری عرق و غیرت را از ناصر حجازی بیاموزد به قول شما از چاله گودی هایی که حاضر نشد در زمین صدای آمریکایی ها بازی کند در حالی که همین استاد و مفاخر!!!! ایران چنان غضنفر وار در زمین آمریکایی ها بازی کرد که دوست دارانش هم نتونستند اشتباهش را جمع کنند برای اطلاع بیشتر در این زمینه مطالعه بفرمایید مطلب زیر را.
http://alef.ir/1388/content/view/53089/
-
۰۵-۱۲-۸۸
جناب ” م – ب ” اینکه ایشان شروع کارش از رادیو بوده یا نبوده در درجه اول اهمیت نیست ، مهم اینه که ایشان این استعداد و توانایی ارثی و اکتسابی رو برای تبدیل شدن به یک استاد بی بدیل آواز و موسیقی اصیل ایرانی را داشته .
در ثانی مگر در ۳۲ سال گذشته کم بودند افرادی که امکان استفاده از صدا و سیمای ما را که از بیت المال ملت ایران اداره می شود ، داشته اند ؟
آیا همه این افراد معروف و مشهور شدند ؟! بنده اظهار نظر آقای شجریان درباب عدم رضایت ایشان از پخش تصنیف شان و حوادث پس از انتخابات رو شنیدم و نیازی به لینک شما ندارم و صد البته از اینکه جناب استادی چون ایشان در یک رسانه وابسته با ماهیت و اهداف مشخص مصاحبه فرمودند دلگیرم اما اظهار نظر شخصی ایشان چیزی از ارزش های هنری ایشان کم نمی کند همانگونه که در یک روز آفتابی وجود خورشید رو نمی توان نادیده گرفت نمی توان انکار کرد که شجریان نیز استاد مسلم موسیقی ایرانی ست ، ما ایرانی ها مردمان سیاه و سفیدیم یعنی حد میانه و خاکستری نداریم و این خیلی بده صرف اختلاف نظر در یک زمینه نباید سایر شایستگی ها و توانمندی های افراد رو نادیده گرفت ، کما اینکه اگر استاد شجریان تنها اندکی حوادث پس از انتخابات را ( حتی آنهایی که مقام معظم رهبری از ایشان فریب خورده نامید و آسیب دیدند ) تایید می کرد شما و طیف فکری ای که از آن تغذیه می کنید از استاد قهرمان ملی نمی ساختید ؟
بپذیرید که ادبیات امثال شما کوچه بازاریست و این نوع بیان و نگارش نه در سیره ائمه اطهار بوده ، نه افراد آزاده مبادی اخلاق !
به جای اینکه اینقدر مردم رو از دشمن خارجی و داخلی بترسونیم بهتره بهشون خدمت کنیم تا کشور به خودی و غیر خودی تقسیم نشه و احدی جرات جسارت و تعرض به جمهوری همیشه اسلامی ایران رو نداشته باشه .
-
۰۵-۱۲-۸۸
یا اشباه الرجال و لارجال حلوم الاطفال و عقول ربات احجال ترجمه ای نامردها که آثار مردانیگی در شما نیست و ای کسانیکه عقل شمما مانند عقل بچه ها و زنهای تازه به حجله رفته است ای کاش شما را نمی دیدم و نمی شناختم (خطبه ۲۷ نهج البلاغه خطاب حضرت به اصحاب خود که در جنگیدن سستی کردند)
اینکه شما می فرمایید نظرات شجریان را مستقیما شنیده اید پس شنیده اید آقای شجریان در آن مصاحبه حرمت صدای زن به صورت غنا را که از مسلمات دینی است به سخره گرفتند و با مسخره به این مسأله خندیدند.
پس دیدید که شجریان همان شخصی که به علت عدم وجود آزادی مورد ادعا از پایین تا بالای حاکمیت را به سخره گرفتند و الان راست راست در مملکت دارن راه می روند گفتند دیگر اینها نمی توانند مملکت را اداره کنند و اگر تا به حال به سختی توانستند اداره کنند دیگر نمی توانند.
و مسائل دیگری که البته ظاهرا برای شما اهمیت ندارد و فقط چونکه پرده های صدایی فوق العاده دارند همه بدیهای ایشان در نزد شما قابل اغماض است و آخرش می توان گفت خاکستری است.به هر حال این هم گونه ای از استدلال است.
اما نکته بعد اینکه شما کجای مسأله و بحث هستید که همه را به اخلاق دعوت می کنید ولی خودتان بدون سند و دلیل یا اینکه اصلا بنده را بشناسید مطالبی را صرفا با چند نقل قول به من نسبت می دهیدو خارج از ابتدائیات آداب با من صحبت می کنید در حالی که کوچکترین بی احترامی از من ندید. حداقل در آنچه می گوید بدان پایبند باشید.اگر اخلاق چیز خوبی است که است خودتان در خطاب قرار دادن طرف مقابلتان حداقل ادب و نزاکت را رعایت نمایید تا بعد برویم سر مسائل دیگر. اینکه به شما بر می خورد آن لینک را ببینید به من ربطی ندارد در آن لینک یک اشکال به شجریان گرفته شده و خواستار جواب شده اند که البته در کل جوابها حرف حسابی دیده نشد.
شما می فرمایید که خیلی ها از تلویزیون استفاده کردند و به جایی نرسیدند اتفاقا اشکال من هم است خیلی ها در تلویزیون آواز خواندند که اصلا در این حد و اندازه نیستند خیلی ها در حد یک ایدئولوگ مطرح شدند در حالی که اصلا این کاره نیستندخیلی ها با رانت و ارتباطاتی که داشته و دارند رفتند مجری تلوزیون شدند در حالی که اصلا صلاحیت ندارند چون صورت خود را مانند زنان خیاطه کردند و ابرو برداشتند و ….
در رابطه با ربنای شجریان هم یک بنده خدا جواب قشنگی داد و به شجریان گفت اینکه ربنای شما گرفته فکر نکن فقط تو اصل مسأله هستی مسأله این است که این نوا در زمان بسیار ملکوتی افطار از یک رسانه فراگیر که در آن زمان همه به آن گوش هستند و حال معنوی دارند پخش شده مانند آن قطعه تواشیح اسماء الهی و اینگونه به دلها نشسته است و دالی شده بر ماه مبارک رمضان و وقت افطار فرض کنید اگر در آن زمان توسط صدا و سیما پخش نمی شد و توسط خود شجریان به صورت کاست منتشر می شد باز هم اینگونه همه گیر بود.
بنده به استعداد آقای شجریان هیچ اشکالی ندارم اشکال من این است که ایشان نباید احکام را به سخره بگیرد و نباید در مسائلی که اصلا در آن تخصص ندارد اظهار نظر نماید و کسی که با دین ما دربیفتد ما با تمام دنیای او طرفیم بنا با فرمایش امام خمینی رحمه الله علیه. شما حتما به امام هم باید اشکال داشته باشید که چرا به واسطه یک اشتباه آقای منتظری که استاد مسلم فقه است و به جد می توان به این مسأله اذغان نمود، به ایشان فرمودند شما ساده لوح هستید و در قعر جهنم خواهید سوخت و ….
در طول تاریخ افراد با استعداد فراوان داشتیم در شعر هنر و … اینکه صرفا در یک امری صاحب نظر است قرار نیست که بگوییم پس عالی است شاید این هنر و استعداد در خدمت مسائل غیر دینی و غیر اخلاقی قرار گرفت و برای از بین بردن حیثیت و تنزل انسانیت به کار گرفته شد . ما نباید استعداد نظامی یک خون آشامی که میلیونها انسان را به کام مرگ فرستاد را مورد تحسین قرار بدهیم.
اینکه پیش داوری فرمودید و گفتید که اگر شجریان اینگونه حرف می زد چنان و چنین می شد از غیب گویی شما هم متشکرم. امیدوارم قبل از اظهار نظر در رابطه با افراد ابتدا دقیقا افراد را بشناسید و به اولیات اخلاق حرفه ای در بحث پایبند باشید و سپس اظهار نظر نمایید و صرفا با شنیدن چند جمله از افراد نمی توان در مورد کلیت آنها اظهار نظر کرد.
بنده هم در آخر به استعداد آقای شجریان هیچ اشکالی ندارم و ایشان استاد مسلم باشه قبول ولی ایشان به مسائلی تاختند که دیگر اگر نفر اول موسیقی در دنیا هم باشند به اندازه رپ خوانهای فراری که وقت خواندن تا خرخره به سلامتی افراد می نوشند برایم ارزش ندارند. اشکال بنده به ایشان به خاطر تاختن به نظام نیست زیرا ایشان در حد و اندازه ای نیست که بتواند برای نظام مشکل ایجاد کند حالا یک نفر یک حرفی زد و فکر می کند می تواند اینگونه خدمت کند باشه بذار خدمت کند و ما از اینگونه افراد خادم بسیار دیدیم البته به نظر بنده ایشان به جای اینگونه خدمات برود از پولهای میلیاردی که دارد یک سالن موسیقی بسازد و کاری را که نظام نکرد و بدان اشکال دارد را ایشان انجام بدهد تا به مردم خدمت کند.
من اشکالم به سخره دین است که از جانب ایشان صورت گرفته و این مسأله باعث شد در حد یک خوانند رپ فراری اونور آبی برای تنزل پیدا کنند.
البته اینها نظر من است و شما حداقل برای من این حق را قائل باشید که در مورد ایشان در این حد اظهار نظر نمایم .
از ادبیات کوچه بازی من هم بگذرید به هر حال ما آدمها بی سواد بیشتر از این کشش نداریم.
نظر شما هم محترم امیدوارم که موفق باشید و سربلند
-
۰۵-۱۲-۸۸
جناب ” م – ب” سلام
درباب اظهار نظرهای استاد شجریان من مسوول پاسخ گویی نیستم به وب سایت ایشان مراجعه فرموده با خودشان درمیان بگذارید و یا به خاطر اظهار نظر هایشان انگیزاسیون راه انداخته و به مراجع قضایی شکایت فرمائید . نظر آقای شجریان در مورد غنا هم ، من تابع نظر شرعی مرجع تقلید خودم هستم که ایشان هم نظرشان مخالف نظر استاد شجریان است .
در نهایت قضاوت با خوانندگان است و من دلیلی برای ادامه دادن به بحث های بیهوده ندارم شما هم برای نظراتتان طرف حساب دیگری پیدا کنید
با احترام فراوان برای شما و البته نظراتتان
-
۰۹-۱۲-۸۸
عجب دعوایی !
یکی از ویژگی های این وبلاگ اینکه هر چند وقت یکبار یه دعوای اساسی راه میفته اخرش هم هیچ کس قانع نمیشه هیچ نتیجه ای هم حاصل نمیشه فقط چند نفر میزنن تو سر هم میرن ! ایول به وبگرد که دعوا انداخت خودش جاخالی داد رفت !!!!
اقای لطفی ( اینو جدی میگم ) یه بحث باز کن راجع به اینکه چرا ما ایرانی ها نمیتونیم دو کلمه حرف حساب با هم بزنیم ؟ چرا زود از کوره درمیریم ؟ چرا طاقت حرفهای مخالف رو نداریم ؟ چرا لحن صحبت ها زود میره سمت توهین و ناسزاگویی های مودبانه ؟ بعد میخواییم تو انتخابات کشوری با هم کنار بیاییم ؟؟؟؟!!!
-
۰۹-۱۲-۸۸
استاد شجریان هر چی که هست صادق و همونی که هست، اگر هم معروف شد نه از سر صدقه دولت اسلامی که از رادیو حکومت طاغوت بوده. منتی بهش نیست. این رسانه بوده که اونو معروف کرده ولی این اون بوده که لیاقت معروف شدن رو داشته. چه از لحاظ شخصیت و منش و چه از دیدگاه هنری