ازش غم می بارید !!! ( منتخب - ۲۴م اسفند۱۳۸۸)

gham می گفت : پنج سال پیش بعد بیست و چند سال کارمندی تو یه شرکت ، شرکت ورشکست شده و مجبورا بازخرید کرده و … !

 می گفت : سه سال پیش از همسرش جدا شده اون هم بخاطر دخالت های بیش از اندازه مادر همسرش بوده !

می گفت : پدرش چند ساله که فوت کرده !

می گفت : خواهر جوونو تحصیلکردش  دو سال پیش سرطان گرفته و در جوانی و مجردی فوت کرده ! می گفت : مادرش هم ناراحتی قلبی داشته و سال پیش عمل جراحی قلب باز  براش انجام داده و روزانه یازده تا قرص جلو افتاده !!!

 اون می گفتو من داشتم به این فکر می کردم که : وای خدای من ! یه آدم چقدر می تونه تو زندگیش بد آورده باشه ؟ تازه صحبتش به فرهنگ بد رانندگی در گیلان رسیده بود که از پشت یه آردی محکم زد به سپر عقبش !!! اگه محکم ننشسته و کمربند نبسته بودم با صورت محکم می خوردم به شیشه جلو. کار که به اینجا رسید با خودم گفتم پیاده که شدم حتما باید صدقه بدم ، حالا که این متنو تموم کردمو می رمو به اولین صندوقی که رسیدم همین کارو می کنم .



    ۲ دیدگاه
  1. میرنصر
    ۲۴-۱۲-۸۸

    برادر بگو حاج خانم اسفند هم دود بدهد برایت
    قشنگ بود مخلصیم


  2. محسن عنایتی
    ۰۳-۰۱-۸۹

    سلام حاج متی رفیق قدیمی نوشتت عالی بود



  3. لطفا به زبان شهد پراکن فارسی پیام بگذارید تا پس از تائید منتشر گردد