برگرفته از وبلاگ حمید رضا علیپور : مردی در حال تمیز کردن اتومبیل تازه خود بود که متوجه شد پسر ۸ ساله اش بر روی ماشین خط می اندازد. مرد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود باشد، ناگهان با عصبانیت چندین مرتبه ضربات محکمی به دستان کودک زد و دستان کودک خون آلود شد. در بیمارستان کودک انگشتان دست خود را از دست داد، بعد از ساعتی، کودک پرسید:
پدر انگشتان من کی دوباره رشد می کنند؟ مرد نمی توانست سخنی بگوید، به سمت ماشین بازگشت و شروع به لگد مال کردن ماشین کرد. در این هنگام، چشمش به خراشیدگی که کودک روی ماشین ایجاد کرده بود، افتاد
که نوشته شده بود :دوستت دارم پدر!
-
۱۸-۰۳-۸۹
عجب!
این اتفاق کی و کجا افتاد؟
۱ دیدگاه
لطفا به زبان شهد پراکن فارسی پیام بگذارید تا پس از تائید منتشر گردد